روزنامه ملی انیس

شورا و انتخابات دو اصل بنیادین دولت اسلامی

۴- اهمیت و حساس بودن مسئولیت در این حکومت منتخب از آنجا به چشم می‌خورد که خون های ریخته شده بین اوس و خزرج در جنگ بعاث هنوز خشک نشده بود و امکان شعله‌ور شدن جنک هر لحظه بین آنها قابل پیش‌بینی بود. می‌بایست امنیت و آسایش مدینه را تضمین کند و به اوضاع داخلی سامان بخشد و از شعله‌ور شدن آتش فتنه جلوگیری کند. اما این کار آسان و سادۀ نیست بلکه بسی حساس و دشوار است. زیرا آنان علاوه بر رفع اختلافات و جلوگیری از برانگیخته شدن فتنۀ جنگ باید بین اوس و خزرج همبستگی ایجاد نمایند و حتی باید دوستی و محبت بر جمع آنان سایه افگند و اعضای حکومت باید دارای تفاهم های محکم و استواری باشند.

روزگار و زمانه، شایستگی والای آنها را در حکومت‌داری ثابت کرد و نشان داد که چگونه می‌توان بر تعصب های جاهلی فایق آمد و با یاری خدا به جامعۀ ایده‌آل رسید و خداوند(ج) ضمن ستایش، خود آنان را به عنوان تصویر عملی و الگوی مسلمانان معرفی نمود.(۱۵) طوریکه خداوند(ج) آنها را معرفی نمود:

ترجمه: کسانی که قبل از مهاجران در مدینه جای گرفته  و ایمان آورده اند؛ هرکس را که به سوی آنان کوچ کرده دوست دارند و نسبت به آنچه به آنها داده شده است در دلهایشان حسادتی نمی‌یابند. اگرچه خودشان بسیار محتاج باشند، آنها را برخود مقدم می‌دارند و هرکس از خست نفس خود مصئون ماند از جملۀ رستگاران است.

موضع همدلی و همبستگی و انسجام صف داخلی و جمع شدن انسانها به دور یک محور واحد و پیوند رهبری و مردم در کمال آرامش و اطمینان، یکی از دشوارترین کارها است. مزاج های مختلف و خواستها از هم دورند  و چه بسا نزاع و کشمش بالاگیرد و به کابینۀ رهبری سرایت کند و اختلافها به صف سربازان  و فرمان‌بران کشیده شود و مردم به احزاب مختلف تقسیم شوند و به جان هم بیفتند و شکاف دوری دلها بزرگ شود و پینه نپذیرد.

امیر و رئیس عالی‌رتبه در کنترول صف ها و ایجاد همبستگی و اتحاد بین قلب های متفاوت و خواسته های مختلف مسئول و دارای نقش اساسی است و آنچه در ایجاد اتحاد و همبستگی معجزه می‌آفریند، توفیق و امداد خدایی می‌باشد و بشر به تنهایی از آفریدن آن عاجز است و خداوند(ج) می‌فرماید:

ترجمه: خداوند(ج) میان دلهای شان الفت انداخت که اگر آنچه در روی زمین است همه را خرج می‌کردی نمی‌توانستی میان دلهای شان الفت برقرار کنی؛ اما خدا(ج) بود که میان آنها الفت انداخت چرا که او توانایی حکیم است. بناً، یکی از مهمترین عرصه های شورا تعیین یا نصب رئیس حکومت به شیوۀ امانت داری و حق بینی است. این منصب حساس‌ترین منصب در حکومت به حساب می‌رود که در آن بهترین صفات موجود در ملت تجلی می‌یابد یا بایستی تجلی یابد یا دست کم‌ترسیمی راستین از حالت عمومی ملت است طبق فرمودۀ پیشوای بشریت:« هرگونه باشید همانگونه بر شما حکومت کنند».(۱۸) زیرا، از دیدگاه اسلام که رأی دادن بخاطر تعیین سرنوشت حکومت امانت است  رأی دهندگان به دادن رأی به شخصیت امین واجد مواصفات خود باید امین باشند، یعنی امانت به اهل آن سپرده شود. لذا، اگر رأی دهندگان در زیر تأثیر تبلیغات سوء یا به سبب اغراض یا تطمیع شدن در برابر متاع ناچیز و توجه به  وعده وعید های دروغین رأی شان را به شخص: مفسد، زورگو، مافیا یا نا مسلمان می‌دهند در واقعیت مرتکب خیانت در برابر خدا و پیامبرش  قانون، خود و ملت شده اند و درحالیکه رأی دهندگان به سبب خیانت به امانت داری، یعنی رأی دادن به شخص نامطلوب حتماً بار مسئولیت مظالم و مفاسد را به دوش خواهند کشید.  چنانکه خداوند متعال از عواقب نافرجام این رویداد هشدار داده است:

ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‏اید، به خدا و پیامبر او خیانت مکنید و [ نیز ] در امانتهاى خود خیانت نورزید و خود مى‏دانید (که نباید خیانت کرد.)

ترجمه: بترسید از فتنه و مجازاتی که تنها به ستمگران شما نمی رسد(بلکه) همه را فرا می‌گیرد  چرا که دیگران سکوت اختیار کردند و بدانید خدا سخت کیفر دهنده است.

بنابراین، در باره نقش مثبت شورا باید تأکید کرد که در چنین زمینه ای و در چنین مسأله مهمی هیچ جایی برای کنار نهادن شورای عمومی و عدم مراجعه به آن وجود ندارد، طبق این فرمان خداوند(ج):

ترجمه: و امور آنان با شورا (مشورت) انجام می‌گیرد.

آنچه در اینجا حق مسلم و مشروع در بارۀ انتخابات شفاف و انتخاب رئیس مسلمان (واجد همه صفات رهبری) در نظام اسلامی دیده می‌شود: از این جهت ضروری می‌باشد، زیرا حکومتی عقیدتی که اسلام ایدئولوژی آن است برای اجرای احکام دین طبق رسالت ایمانی  خدمت‌گذاری امت و گستراندن پیام و حیانی تشکیل باید شود. این یک شرط بدیهی است. لازم دانستن شرط یا شروطی عقیدتی و ایدئولوژیک به رئیس حکومت اسلامی اختصاص ندارد، بلکه در مورد هر رئیس حکومتی چنین شرط یا شروطی وجود دارد.(۲۲)

پس بی‌گمان در حکومتی که بر اساس اسلام استوار است و اکثر شهروندانش نیز (به مقتضای فطرت و تعهد ایمانی) مسلمان هستند و اسلام را به عنوان پشتوانۀ عالی حکومت خود انتخاب کرده اند، وصف مسلمان بودن در مورد حکمرانان از آن دسته شروط اساسی است که به مسئلۀ حاکمیت و نظام کلی حکومت مربوط می‌شود و این حالت اجازه می‌دهد که استثنائی بر قاعدۀ عمومی برابری وارد شود و میان مسلمانان و غیر مسلمانان در این زمینه تفاوت نهاده  و برای احراز وظایفی معین در حکومت برخورداری از شروطی معین به اقتضای ماهیت حکومت و نظام عام آن مقرر گردد. شرط مسلمان بودن در اینجا از قبیل مشخصات و ویژگی های لازم در تصدی برخی از سمت ها در حکومت اسلامی است و آن را نباید به عنوان جانبداری مبتنی بر تبعیض طایفه‌ای دانست. چه، میان طبقه‌بندی (Classification)  و تبعیض (Discrimination) تفاوتی آشکار وجود دارد. طبقه‌بندی با برابری در تعارض نیست، در حالی که تبعیض با برابری و عدالت در تناقض است.(۲۳)

اصولاً چگونه می‌توان در مورد رئیس که وظیفۀ اصلی او برپا داشتن دین، راهبری سیاست حکومت در چهارچوب اسلام، تربیت امت بر آیین اسلام، پیشنماز شدن آنان در محراب و اندرز دادن ایشان بر منبر و در یک کلمه الگوی اسلامی آنان بوده است، مسلمان بودن را شرط ندانست؟

قرآنکریم در این باره حرف آخر را زده و این شرط را دانسته است که اولوالامر باید مسلمان باشند:

ترجمه: از خداوند(ج) فرمان برید و از پیامبر و صاحبان حکومت از میان شما فرمان برید».

بناءً به حکم طاعت از قرآن  مسلمان بودن شرط است.

این از قبیل ریشخند و تکلیف به فراتر از توان انسان است که از یک غیر مسلمان خواسته شود  امانت پاسداری از دین و سامان‌دهی دنیای مردم را که وظایف رئیس حکومت است بر دوش گیرد. ما به دلیل روشن بودن این مسئله از جنبۀ نظری بر مسلمان بودن رئیس حکومت از جنبۀ نظری بر مسلمان بودن رئیس حکومت از جمله عملی تأکید می‌کنیم؛ زیرا آن حکومت اسلامی که ما بدان فرا می‌خوانیم در سرزمین اسلام و با اکثریتی مسلمان تشکیل می‌شود.(۲۵)

پس باید رئیس حکومت لزوماً بایستی مسلمانی درست‌کار، عالم و پابند واقعی دین، عدالت‌پرور باشد. کمترین حد این دین‌داری آن است که درستی اعتقاد و برداشت او، غیرت دینی او  علاقه‌مندی او به علم و عالمان  مراقبت او نسبت به انجام واجبات و ترک حرام ها و امانت‌داری و خوش‌خویی او روشن و معلوم باشد، از قدرت شخصیتی و توان جسمی لازم آنگونه که خدمت‌گذاری امت و رهبری شایستۀ آن را برایش میسر سازد برخوردار باشد؛ به سن پختگی و ثبات شخصیت رسیده باشد  زندگی و مردم را آزموده و مردم نیز او را آزموده باشند  حدی مقبول از همراهی با آلام و اموال مردم به هم رسانده باشد؛ اهل حل و عقد (نمایندگان امت) به دینداری، امانت‌داری وکفایت او گواهی داده باشند و در همه این صفات برترین جمع باشد.

ادامه دارد

ممکن است شما دوست داشته باشید