روزنامه ملی انیس

   سیاست جنایی اسلام در قبال عمل قتل

  مبارزه با جرم و انحراف یکی از اهداف تمام انبیا بوده و پیش گیری از جرم و مبارزه با رفتارهای مجرمانه و نا هنجارهای اجتماعی جایگاهی والا و ارزشمندی در آموزه های اسلامی دارد. اهمیت این امر تاجایی است که یکی از برنامه های همه پیامبران مقابله با ظالم و متجاوز و یاری رسانیدن با اشخاص ضعیف است.(بقره ۲۷۹) سیاست جنایی از دیدگاه دین مبین اسلام مجموعۀ از راهکارهای جزایی و غیر جزایی است که به شیوۀ خاص خود طراحی و تشریح شده است. بدین ترتیب میتوان اظهار داشت که اکنون سیاست جنایی شامل جرم و انحراف بوده و کلیۀ تدابیر و اقدامات سرکوب گرایانه، جزایی، غیر جزایی و پیشگیرانه را در بر می گیرد.

     قطعاً  مکتبی که علاوه بر ضمانت اجرای دنیوی به ضمانت اجرای اخروی در قبال اعمال ارتکاب و امتناعی پرداخته مکتب اسلام بوده و پیامبر هدف خود را تکمیل کرامت های اخلاقی میداند، نمیتواند نسبت به مبارزه با پدیدۀ چون جرم و انحراف ساکت باشد.

     آموزه های قرآن شامل قوانین و مقررات ویژه ای است که هدف از آن متعادل ساختن افراد، جامعه و طرد زمینه های جرم زا می باشد. این احکام در قالب واجبات و محرمات مطرح شده است که یکی از واجبات نماز است که در قرآن کریم به عنوان جلوگیری کنندۀ فحشا و منکرات بیان شده است. یکی دیگری از احکام پیش گیرانه روزه داری است. (بقره ۱۸۳)  دیگر از احکام پیش گیرانه امر به معروف و نهی از منکر، یا همان نظارت عمومی است که افراد باید مراقب اعمال یکدیگر بوده و در ترویج فضایل و جلوگیری از وقوع جرایم تلاش کنند.(عمران ۱۱۰) این امور در جهت بهبود بخشیدن به شرایط، اوضاع و احوال فکری و فرهنگی، از مهمترین زمینه های خنثی سازی جرایم، تحقق پیشگیری، نهی از استمرار، رفتار های ناپسند و ممانعت از جرم می باشد.

     مکتب اسلام برای پیش گیری از جرم، برخلاف مکتب تحقیقی و پوزیتیویستی تنها به اصلاح مجرم و رفع زمینه های اجتماعی گرایش های مجرمانه اکتفا نکرده و نیز همانند مکاتب سزادهی  تنها به پیش گیری جزایی و مجازات مجرم را توصیه نکرده است، بلکه سیاست پیش گیری فراگیر و واقع بینانۀ را در این زمینه ارائه داده و این همان دیدگاه و نتیجه ای است که امروز جرم شناسان و حقوق دانان پس از سال ها بحث و گفتگو بدان دست یافته و رسماً اعلام کرده اند که برای مبارزه با جرایم باید از همه روش های پیش گیری در کنار هم استفاده کرد، زیرا همۀ آنها مکمل یکدیگر اند.

اهمیت حیات و مجازات سلبی آن در اسلام

     اولین حق بنیادی هر انسان، حق زندگی و احترام به حیات انسانی است. قرآن کریم در این باره می فرماید ” هرکس، کسی را جز به قصاص قتل و یا به (جزای) فسادی در زمین بکشد چنان است که گویی همه مردم را کشته باشد.”(مائده ۳۲)

     قتل یا سلب حیات از انسان زنده، در زمرۀ جرایم طبیعی و در تاریخ بشریت همیشه ممنوع و با پاسخ جزایی همراه بوده است. به عبارت دیگر قتل نفس همیشه جرم محسوب شده و تنها به طور استثنایی در برخی از جوامع، بعض از موارد آن، از مفهوم جرم بودن خارج می شدند؛ مانند: کشتن دختران در بعض از قبایل عهد جاهلیت توسط پدر در بعضی مناطق شبه جزیرۀ عربستان.

     در آموزه های اسلامی حیات انسانی موهبت گرانبهای است که هم خود انسان و هم دیگران باید در حفظ آن بکوشند، حق زندگی و حیات انسان به عنوان اولین و مهم ترین حق شناخته شده است. قرآن کریم نخستین حق را که برای انسان بر شمرده حق حیات است، برای هیچ کس جایز نیست که این حق را از دیگران سلب کند؛ زیرا نظر به احکام فوق این کار مساوی است با نابود سازی همۀ افراد جامعه، مگر اینکه به دلیل درستی انجام گیرد. در همین آیه خداوند بیان می کند” هرکس، کسی را زنده بدارد چنان است که گویی تمام مردم را زنده داشته است.”(مائده ۳۲)

     تضمین حق حیات در شریعت اسلام، حق قصاص قاتل برای اولیای دم کسی که بی گناه کشته تشریح گردیده است.(اسراء۳۳) خداوند متعال در جای دیگری می فرماید ” و نفسی را که خدا حرام گردانیده جز به حق مکشید، این هاست که خدا شما را به انجام دادن آن سفارش کرده است.”(مائده ۳۲)

     در اینجا هم قتل را از گرفتن زندگی کسی به منظور عدالت متمایز کرده اند. تنها یک دادگاه صالح و معتبر است که میتواند تصمیم بگیرد، آیا میتوان جان کسی را به تلافی جانی دیگری و یا برای صلح و آرامش دیگر انسانها گرفت، یا نه. پیامبر بزرگوار اسلام قتل را از بزرگترین گناهان محسوب نموده و آنرا در کنار شرک قرار داده است. حدیثی از پیامبر اکرم (ص) داریم که :”بزرگترین گناهان شرک به خداوند و قتل انسانها است.”

     در تمام این آیات و حدیث کلمه نفس به معنی کلی بکار رفته، بدون آنکه تمایز صورت گیرد. یعنی هیچ نوع تفاوت میان ملیت ها، نژاد، زبان، جنسیت، شهروندان و غیره قایل نیست بلکه همه از این امر مستفید خواهند شد.

     برخلاف بسیاری از نظامهای جزایی، سیاست جنایی اسلام در قبال قتل نفس، سیاستی قابل انعطاف دارد که این انعطاف، علاوه بر  جنبه حق الناسی
(جنبه
خصوصی)، جنبه عمومی جرم را مورد توجه قرار داده  و برای مقابله با پدیده قتل، راه های متعددی را پیش روی نظام جزایی و اولیای دم قرار داده است.

      به عنوان نمونه، واکنش جزای قصاص(عمل باالمثل) که در موارد قتل عمد بدان حکم می شود و جایگزین آن یعنی پرداخت دیه (خونبها) به عنوان دو اثر و پیامد مهم قتل نفس عمدی در سیاست جنایی اسلام شناخته می شوند. از طرفی در کنار آن دو 

به اولیای دم این حق داده شده است که قاتل را عفو نمایند. البته با عفو اولیای دم، حقوق عمومی یا خدشه وارد شدن به حق جامعه مطرح است که حکومت به نماینده گی از مردم میتواند قاتل را به مجازات تعزیری محکوم نماید.

سودمند بودن سیاست جنای اسلام در قبال قتل

از جمله مسائلی که میتوان در مواجهه حقوق جزایی اسلام در قبال قتل بدان اشاره کرد، سودمندی و ترتب آثار مفید و چند جانبه در اعمال مجازاتهای مقرره در خصوص قتل و آدمکشی است.

در یک نگاه نسبی، این آثار متعدد و مترتب عبارتند از:

  • حفظ نظم و امنیت اجتماعی
    ) ارعاب عمومی(
  • تنبیه و تأدیب مجرم برای جلوگیری از تکرار جرم(ارعاب خاص)
  • جلوگیری از اشاعه خشم و غضب کینه توزانه در جامعه و ایجاد مهر و محبت و صلح و دوستی.

نتیجه گیری

     حیات انسان به عنوان نعمت بزرگ الهی در سیاست جنایی اسلام مورد حمایت قرار گرفته است. در قرآن کریم که قطعی ترین منبع مقررات جزایی در اسلام به شمار میرود به صراحت سه نوع عکس العمل و واکنش در قبال عمل قتل (عمد) به طور صریح مورد تأکید قرار گرفته است که عبارت اند از: قصاص، دیه و عفو.

     با توجه به قوانین دینی و مقررات بشری متقدم بر شریعت اسلام، به نظر میرسد شریعت اسلام در احترام به حق حیات انسان و تضمین آن نسبت به شرایع سابق و مقررات بشری کارآمد تر، عادلانه تر و سودمند تر است. زیرا، با تنظیم پاسخ های جزایی به شیوه ای که تصمیم گیرنده اصلی در تقاضای اجرای مجازات، متضرر یا اولیای دم وی هستند، ضمن حمایت از حقوق عمومی و امنیت جامعه، به حقوق و خواسته متضرر و حتی تقاضای مصالحه با فرد قاتل و یا عفو وی نیز توجه می شود. این سیاست جنایی، به نحو شایستۀ کارکرد اصلی حقوق در جامعه را که حفظ و تضمین امنیت است با رضایت متضرر  و امنیت روانی و عدالت خواهی عجین کرده است.

منابع و مأخذ

  • اکبر زاده، شهرام و همکاران، مترجمان نوری، عبدالعزیز و همکاران،۱۳۹۵، حقوق بشر و اسلام، نشرواژه، چاپ اول
  • جرجاوی، علی احمد، مترجم احراری عبدالواحد، حکمت وفلسفۀ شریعت،
  • صابونی، محمد علی، ترجمه پارسا، فرزاد، ۱۳۸۹، تفسیر آیات احکام از دیدگاه اهل سنت، چاپ اول.
  • عثمانی، محمد شفیع، ترجمه حسین پور، محمد یوسف، ۱۳۸۶، تفسیر معارف القرآن، چاپ چهارم، انتشارات شیخ الاسلام احمد جام.
  • مجموع از مقالات

انصارالله”ظریفی”

ممکن است شما دوست داشته باشید