روزنامه ملی انیس

روز تلخ و تار (روز متقاعدین) گرامی باد!

اگر حقیقت کتمان نگردد و زحمات فراموش ناشدنی مأمورین وکارمندانی که بهاران پرطراوت زندگی خویش را به خاطر خدمت به مردم و وطن خویش در نهاد های دولتی به خزان رسانده اند مورد بررسی قرار دهیم، دیده می شود که این خدمتگزاران واقعی و دلسوز میهن با از دست دادن نیروی دوران جوانی که با آموزشهای مسلکی دوران تحصیل و دانش همراه بوده است، مطابق بر قانون و مقررات، قانون کارمندان دولتی، با سپری شدن چهل و یا چهل و پنج سال خدمت با الفعل و یا رسیدن به سن شصت و پنج سالگی که سن کهولت گفته می شود، سند بازنشستگی یا تقاعدی خویش را به عنوان پایان خدمت رسمی به دولت به دست آورده گویا با کار رسمی دولتی خدا حافظی می کنند و مرحله دیگر از زندگی شان که در کشور های خارج به نام دوران استراحت و باز نشستگی یاد می شود و در افغانستان به نام تقاعد که اصلاً باید آغاز روزگار بدبختی مأمورین نام گذاشته شود شروع می شود، همین مأمور دولتی که اسناد بازنشستگی را بدست آورده وظیفه اش را ترک نموده باید دوسیه اسنادش را در زیر بغل گرفته به خاطر دریافت واخذ حقوق بازنشستگی اش به ادارات مربوط به وظیفه اش و بعداً هم به خزینه تقاعد سرگردان شود و روزگاری که انتظار آنرا نداشته به چشم و سر مشاهده کند، همینکه گفته اند «با صد قاضی کور»، رو بر گردد تا پول های ذخیره شده خودش را که در دوران مأموریت به عنوان پول تقاعدی از سرجمع حقوق مأموریت مامور برگشت خورده بوده بدست آورد.

این در حالیست که در کشور های خارج مأمورین و کارمندان دولتی فرارسیدن ایام تقاعدی وباز نشستگی راجشن می گیرند و با دوستان خویش محفل خوشی برپا می کنند و شب نشینی های نهایت خوش و پر از شادی را با دوستان براه می اندازند و فرارسیدن این روز و ایام استراحت را به فال نیک گرفته خیر مقدم می گویند و بعداً هم به استراحت و آرامش می پردازند، به این معنی که با دریافت سند بازنشستگی با مشکلات روزگار و پروسه مأموریت وداع می کنند، پس ازین روز دولت تمام نیازمندی های فرد باز نشسته را تهیه و می پردازد و معاش هنگفتی که از طریق کارت تقاعدی یا بازنشستگی در هر وقت و زمان که نیازی به پول می داشته باشد از بانک تعیین شده بدست می آورد و اخذ می کند و زندگی پر از نشاط و شادی را با خانواده اش سپری می نماید.

و اما در افغانستان، طوری که گفتیم با آغاز دوران بازنشستگی روزهای دشوار و تار و شب های پر از غم و اندوه و بیچارگی مأمور صاحب بازنشسته آغاز می شود، همین مأموری که دوران جوانی پرطراوت و شادمانی و داشته های آموزشی خود را به خاطر مردم و کشورش فدا ساخته بود، با اخذ مکتوب پایان خدمت تا یک سال و یا زیادتر از آن به خاطر دریافت حقوق خود در خزینه تقاعد و بانک ها سرگردان است. زیرا در دفاتر خزینه تقاعد که تعداد زیادی از بازنشستگان جمع می شوند، اکثر آنان بدون انجام کاری که عامل آن عدم حاضر بودن مأمورشعبه، یا عدم تکمیل اسناد و یا بهانه بایومتریک و یا اینکه گفته می شود امروز سیستم خراب است و از همه بدتر که در طول هفته چند روز برق نیست و بالآخره این افراد سرگردان با اخذ کارت بانکی، راه شان را به طرف بانک ها می کشند.

ولی بازهم سرگردانی این افراد کهن سال و بیچاره را همراهی می کند، چرا که پول از طریق وزارت مالیه و وزارت کار امور اجتماعی به بانک ها واریز نشده باید انتظار بکشند، که همین سرگردانی حتا برای دو سال ادامه پیدا می کند که در طول این زمان و اوقات سرگردانی، از امکان بدورنیست که تعدادی از این مأمورین بیچاره از دنیای فانی رحلت کرده باشند و می بایست مشکل باقیمانده دوسیه و اسناد خود را در آن دنیا به پایان برساند! این مشکل در حالی ادامه دارد که یک تعداد از مأمورینحقوق سال ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ خویش را تا اکنون که اخیر سال ۱۳۹۷ است اخذ نکردند و در هر بار که سرگردان شده اند از عدم بودجه و تخصیص پاسخ شنیده اند و نا امید به خانه برگشتند و حتا یک تعداد به ولایات خود رفته اند و باز هم با قرض و وام مشکلات زندگی یومیه خود را مرفوع ساختند.

حالا که درشب روز های تجلیل ویاد بود روز بازنشستگان ویا جشن روزتار متقاعدین قرار داریم، باید به حال این مردم از طریق مسئولان فکر و تدابیر درنظرگرفته شود، به هرصورت حالا بیایید قضاوت کنید که برای چنین مأموری که عمرش در خدمتگزاری گذشت و روز های روشن زندگی اش در دفتر و پشت میزکار یومیه سپری شد و همیشه شب به خانه رسید، آیا نباید به جای روز روشن، روز تار را برای او اختصاص بدهیم؟

بناءً باید روز تار به جای روز متقاعدین جاگزین گردد، مسئولان دولتی که در این زمینه و در راستای پروسه پرداخت حقوق متقاعدین مصروف کار اند، از روز تار بازنشستگان گرامیداشت به عمل آورند عدم دسترسی به موقع به حقوق متقاعدی و سرگردانی های آنانرا برای شان تبریک و تهنیت عرض کنند و بار دیگر سرگردانی ها، زحمات و کارهای خستگی ناپذیر متقاعدان را بر شمارند و اشتراک کنندگان در محفل این روز برحال زار متقاعدان اشک ترحم بریزند.

اما دست اندرکاران دفاتر انجام پروسه پرداخت حقوق متقاعدین که در روز تار شرکت ورزیده اند در حقیقت آنان بودند که عامل سرگردانی هزاران تن از متقاعدین روزهای زیادی به خزینه تقاعد و دروازه های بانک ها شده اند باید به یاد داشته باشند که خود آنان نیز روزی به این جوی خشک و بی آب در پی بدست آوردن آب و رفع تشنگی سرگردان خواهند شد و این رنج و اندوه بدست آوردن حقوق بازنشستگی را خواهند کشید. پس چه خوب است مسئولان خزینه تقاعد و دست اندرکاران این عرصه و شعبات بانک، تدابیر بهتری را به خاطر جلوگیری از سرگردانی این همه افراد ضعیف و کم توان که نام شان را متقاعدین دولت گذاشته اند تدابیر و راهکار های بهتری را سراغ کنند تا از سرگردانی ها کاسته شود و دعای خیر این افراد کهن سال در حق شان جاری گردد و با بدست آوردن حقوق تقاعدی چند روزی را که از زندگی شان باقی مانده است دور از پریشانی سپری کنند و در کنار خانواده بدون دغدغه های دنیوی روز گار خود را بگذرانند و مأمورین دیگری که انتظار تقاعدی را دارند از کرده پشیمان نگردند و به خاطر آرام مأموریت خود را به پایان برسانند. 

نوری هروی

ممکن است شما دوست داشته باشید