روزنامه ملی انیس

دیدگاه کلی و اساسی در مشخصات مردم سالاری و انتخابات

پوهاند قدرت الله اعظمی

 به گفته اسمن چهار اصل ریشه ای را میتوان در استقرار مردم سالاری عصر جدید پایه گذاری نمود:

  • حاکمیت ملی.
  • تفکیک قوا
  • حقوق فردی
  • قوانین اساسی

 مدون این دنبال افکار تحولات جامعه به باور فلاسفه و متفکران، یعنی دگرگونی ها و انقلاب های فرانسه و امریکا موجب اشاعه این افکار گردید. در طی قرن هفدهم، مؤلفان متجدد جای قدما (باستانی) را در زمینه های مختلف گرفتند، با گروسویس اندیشه حقوق فطری در سراسر قاره اروپا شایع شد. با هابس و لاک جامعه با سیاست و حکومت مورد وارسی و بازبینی مجددی واقع شد. با منتسکیو و روسو دایره المعارف نویسان، اصول و نهاد های آزادی خواهی با محتوای سیاسی و حقوقی آن مورد بحث و نقادی قرار گرفت، که عامل تحولات بنیادی در سراسر جهان شد.

لذا فکر مردم سالاری جدید برخلاف ایام باستان، محدود به مشارکت صرف افراد و شهروندان در امور عمومی نمی شد، بلکه از این به بعد، اندیشه و تفکر در بستر آزادی های فردی و عمومی جریان یافته بود. این حیص و بیض، بردگی ازمیان رفت و مردم به طرف شهر ها به ساخت صنایع تجارت روی آوردند و پیشرفت های که صبغه مترقیانه داشتند، هم دست به دست هم دادند تا مفهوم نوینی از «مردم» به دست داده شود. «مردم» یعنی اجتماع افرادی که حاوی حقوق طبیعی و انسانی بودند.

وباید  در نفس خود با عقل و اراده خود، سرنوشت خویش را رقم بزنند.

میان حکومت های مردم سالاری عصر جدید و دموکراسی یونان باستان فاصله ای حدود اضافه تر از بیست قرن وجود دارد. در این مدت در آثاری از مردم سالاری در جای جای جهان بر می خوریم که شعاع تأثیر گذاری آن در نقاط دیگر دنیا بسیار محدود بود زیرا حکومت مردم در این محدوده  های کوچک، قبل از همه چیز جنبه محلی داشت.

قرون وسطی با تمام شدت و تأثیر خود، همه چیز را به یاد فراموشی سپرده بود. سیطره خود کامگی و مطلق گرایی، ملل خواه تمدن باستانی یونان را از ریشه های تاریخی خود منقطع کرده بود. در این اثنا، شکوفایی و رشد علمی و فرهنگی در حوزه وسیع دنیای اسلام، با انوار جدید خود پهنه جهان را روشن کرد. اندیشمندان و فلاسفه با علمای مسلمانان از طریق تراجم آثار دنیای قدیم و تألیف کتب ذی قیمت که از تلفیق ثمرات اندیشه دنیای باستانی و فرهنگی اسلامی حاصل شده بود، به جنبش فکری بشر، تحرک تازه ای بخشیدند. در این فاصله اروپاییان به میزان قابل توجهی از طریق روابط تجارتی و فرهنگی بخصوص با مشرق زمین اسلامی به میراث های گذشتگان و قوف یافتند و همچنین از تشعشات فرهنگ اسلام بهره ها بردند.

از جانب دیگر در محتوای پیام مسیحیت که برابری انسانها در برابر خداوند«ج» را تعلیم میداد زمینه آماده سازی افکار و
اندیشه ها را برای دریافت اصولی که بعداً به مثاله مصالح و وسایل حکومت های نوین بکار گرفته شد فراهم می کرد. اذهان مردم در نتیجه این نوع تأثیرات، برای پذیرش آزادی تصویر حکومت مردم، صیقل خورده بود.

با نهضت دین پیرایی، عامل آزادی در نظم کلیسایی، جانشین دکترین های اقتدار گرای دوره قرن وسطی شد. همرا با جنبش نوزایش طرح شدن مسأله دولت حاکمیت جامعه و مردم و اهداف حکومت دوباره درمیان متفکران و نویسندگان باب ایام روزگار شد که در باب حکومت یا دولت کتب رسالات و مقالات فراوان به نشر سپردند. در طول چندین قرن به تدریج و از لابلای تجارب علمی و سیاسی، گره مسایل و بغرنج های مختلف حکومت دروازه
عصر نوین را می گشود. مفهوم آزادی های سیاسی، ایجاد پارلمان، نظام دو مجلسی، تحدید قدرت مطلقه سلطنت، ایجاد مسئولیت وزیران در برابر نمایندگان مردم و استقرار حکومت کابینه دار، از دست آوردهای این دوره بود که با ارائه الگو و نمونه عینی، متفکران و نویسندگان و اصغان قانون اساسی را به طرف مردم سالاری رهنمون گردید.

اما ظهور دو واقعه مهم در قرن هجدهم، اساسات مردم سالاری را در عصرنوین به گونه جهان شمول استوار ساخت نخست تصویب قانون اساسی دولت فدرال امریکای شمالی در سال ۱۷۸۷ به وسیله کنوانسیون فیلادلفیا و دوم انقلاب کبیر فرانسه در سال ۱۷۸۹ و صدور اعلامیه حقوق بشر و شهروندان و متعاقب آن، تصویب قانون اساسی در کشور فرانسه است، که آغاز خوبی برای حکومت مردم سالار بود.

با ظهور واقعه نخست، نهضت تدوین قانون اساسی و جنبش دستور گرایی عملاً آغاز شد و با انقلاب فرانسه، دکترین مردم سالاری تا آن وقت صرفاً جنبه سیاسی و فلسفی داشت، در چوکات حقوقی آن شکل گرفت. مجلس مؤسسان (۱۷۹۰) فرانسه که برای تدوین نخستین متن قانون اساسی انقلابی تشکیل شده بود و همچنین نظریه برداران حقوقی این کشور، به گردن پیشرفت مردم سالاری عصر جدید، حق بزرگی دارند توجیهات نظری گسترده و مدلل آنان، همراه با دلایل و براهین درکتب و آثار گران بهای گونه گون، نمونه های مناسبی برای انعکاس و اجرای اندیشه مردم سالاری را به جهانیان و به خصوص ملل اروپایی عرضه داشت.

مردم سالاری در عصر نوین:
با ملاحظه کیفیات رژیم های مردم سالار در عصر حاضر، این شیوه حکومت، نوعی ارتباط خاص بین قدرت و فرد یا میان حکومت ومردم است. شاید بهترین عبارت که می تواند آنرا مجسم کند این باشد. حکومت مردم، توسط مردم و برای مردم در این فارمول چگونگی شکل حکومت، عامل نوجوان آورنده و همچنین هدف نهایی آن خلاصه شده است. تحلیل ساده حقوقی قادر نیست کلیه ابعاد این رژیم را به درستی ترسیم کند بلکه باید به عوامل فرهنگی و فلسفی و احساس آن توجه به خرج داد. در اعلام این نظریه مردم سالاری ذی حق است که: «امروز دموکراسی نوعی فلسفه، طریقه زندگی و به صورت فرعی، حکومت مردم سالار تکیه کنیم، وجود شرایط چندی در تحقق این نوع رژیم و شرایط عمومی است.

                                      ادامه دارد

ممکن است شما دوست داشته باشید