روزنامه ملی انیس

درسی که از شکست شوروی نیاموختیم

۲۶ دلو سالروز خروج نیروهای متجاوز ارتش سرخ از افغانستان است. در ۱۵ فبروری سال ۱۹۸۹ میلادی آخرین گروه از سربازان ارتش سرخ خاک افغانستان را از طریق پل حیرتان بر فراز رودخانۀ‌آمو ترک کردند. در این روز بود که جنگی که روسها آنرا «زخم خونین» خوانده بودند برای ارتش سرخ به پایان رسید و قوای ارتش سرخ بعد از ۹ سال و ۵۰ روز  سرانجام در ۲۶ دلو ۱۳۶۷ هجری شمسی بدون دسترسی به حتی یک هدف که بخاطرش به افغانستان لشکر کشید، این کشور را ترک گفت. جنگ افغانستان جنگ نسل کهن کرملین بود و زمانیکه نوبت زمامداری به گورباچف رسید، وی تمایل خود مبنی بر خروج از گرداب افغانستان را آشکار ساخت. در ۲۴ عقرب ۱۳۶۴ هجری شمسی وی در گنگرهء حزب کمونیست اتحاد شوروی اعلام نمود که باید وضع نظامی ما در افغانستان تغییر کند در غیر آن باید تا بیست یا سی‎سال دیگر به همین گونه بی‎سرنوشت در این کشور بمانیم.

این آغاز یک پایان بود.اتحاد شوروی خواهان خروج آبرومندانه از افغانستان بود و امریکا که احساس کرده بود اتحادشوروی دیگر رمقی برای ادامهء حیات ندارد، زمینهء خروج آبرومندانه را برایش مساعد ساخت. قرارداد های ژنو در اپریل ۱۹۸۸ بدون حضور مجاهدین عقد گردید که در آن حکومت کابل  پاکستان، شوروی، ایالات متحدهء امریکا و سازمان ملل متحد در آن شرکت داشتند. رهبران مجاهدین با عدم شرکت شان در این گردهمایی، اشتباه بزرگی را مرتکب شدند.

 در غیاب مجاهدین  اتحادشوروی که طرف اصلی جنگ در افغانستان بود، در نقش میانجی میان حکومت کابل و پاکستان ظاهر شد و امریکا ضامن اجرائی آن.

توافقات ژنو بر راه حل سیاسی مشکل افغانستان تأکید داشت و در این راستا اتحاد شوروی تعهد نمود تا نیروهای خود را حد اکثر در مدت ده ماه از افغانستان خارج سازد و امریکا نیز قبول کرد تا کمک به مجاهدین را قطع نماید.

خروج نیروها از ۱۵ می ۱۹۸۸ آغاز گردید و سرانجام آخرین مرحله از خروج نیروها در۱۵ فبروری ۱۹۸۹ از افغانستان تکمیل شد و آخرین دستهء لشکر ۴۰ اتحاد شوروی از طریق پل حیرتان مشهور به پل دوستی خاک افغانستان را ترک گفتند.

در مدت تجاوز شوروی به‎افغانستان بصورت مجموعی ۶۲۰ هزار سرباز شوروی در افغانستان ایفای وظیفه کردند. تعداد سربازان این کشور در افغانستان در یک زمان بین ۸۰۰۰۰ تا ۱۴۰ هزار تن بوده است. البته این آمار بصورت رسمی از جانب روسها به نشر رسیده است. طبق این آمار تعداد کشته های ارتش سرخ ۱۴۴۵۳ تن و تعداد زخمی ها ۵۳۷۵۳ تن بود.

آمار های رسمی در مورد خسارات مالی این جنگ را روسها بسیار کمتر نشان داده اند. مثلاً در این آمارها تعداد تانک های تخریب شدهء ارتش سرخ ۱۴۷ نشان داده شده است درحالیکه هر افغان که در جهاد شرکت کرده است می داند که تعداد تانک های که شوروی در افغانستان از دست داده، دهها برابر بیشتر از آمار ارائه شده از طرف شوروی بوده است.

اما تلفات و خسارات افغانها در این جنگ نشان از تباهی کامل داشت. بیش از یک ملیون افغان جان خود را از دست دادند، سه ملیون نفر مجروح شدند که ۱٫۲ ملیون آنان معیوب شدند و بیش از ۵ ملیون افغان به کشور های همسایه پناه بردند که بیشترین کتلهء مهاجر را در آن زمان در جهان تشکیل می داد. دو ملیون نفر هم در داخل کشور آواره شدند.

زمانیکه نیروهای اتحاد شوروی از افغانستان خارج شدند، بیش از نیمی از زمین های زراعتی افغانستان از بین برده شده و بخش بزرگی از روستا های افغانستان توسط بمباران و یا خرابکاری های عمدی نیروهای شوروی از بین رفته بود. چون بیشتر مقاومت در مناطق روستائی صورت گرفت، نیروهای ارتش سرخ برای درهم شکستن مقاومت بیشترین فشار را بر روستا های افغانستان وارد آوردند. روسها در افغانستان سیاست زمین سوخته را برای سرکوب مجاهدین بکار گرفته بودند.

وقتی ابرقدرتی به کشوری هجوم می آورد و آنرا اشغال می کند اما با مقاومت مواجه می شود و از شکست مقاومت عاجز می ماند، این عجز هیچ تعبیر رسائی جز تن به شکست سپردن ندارد. اما سوال اصلی در اینجاست که آیا افغانها واقعا در این جنگ به معنای واقعی افتخار پیروز شدن را بدست آوردند؟

نتیجهء جنگ داخلی به ما آموخته است که پیروزی در جنگ فقط با راندن دشمن تجاوزگر از کشور بدست نمی آید بلکه زمانی می توان از پیروزی سخن گفت که خروج نیروهای بیگانه از کشور، به صلح و تفاهم میان افغانها بیانجامد و زمینه زندگی با عزت برای ملت فراهم آید. اما آیا از آن تجربهء ناکام درس لازم را آموخته ایم؟

شکست شوروی در افغانستان به معنی پیروزی مجاهدین نبود. مجاهدین در میدان جنگ پیروز شدند و دشمن تجاوزگر را از سرزمین شان راندند اما در میدان سیاست و تفاهم با همدیگر به پیروزی نرسیدند. روسها توانستند از شکست شان در افغانستان بهره ببرند و نظام استبدادی را که هفت دهه بر آنان حاکم بود، از میان بردارند. فروپاشی این نظام بخش بزرگی از جهان را از چنگ کمونیزم نجات داد اما بهرهء افغانها از این استعمار شکنی دوام جنگی بود که تا امروز ادامه دارد. یک ابرقدرت در افغانستان آخرین نفس های خود را کشید و رفت اما زمینه برای هجوم ۵۰ کشور دیگر به افغانستان مساعد شد.

ابوبکر سزوار

ممکن است شما دوست داشته باشید