روزنامه ملی انیس

دانشمند ان به این باور اند که کارشا قه کودکان برای زنده ماند ن است، نه برای زندگی کردن

همیشه گفته می شود که کودکان آینده سازان جامعه انسانی اند و حفظ ارزشهای مادی و معنوی وابسته به چگونگی طرز تربیت و پرورش کودکان آن است. بناءً کودکان در تمامی عرصه های زندگی به کمک و دستگیری، مراقبت خاص و حمایت بزرگان از جمله والدین نیاز دارند.

لهذا کودکان باید به عنوان یک عنصر بنیادی جامعه از امکانات خوب برای رشد و آسایش برخوردار باشند و در فضایی زندگی نمایند که در انکشاف جسمی و روحی شان به گونه هماهنگ موثر بوده به کمال شخصیت و بزرگی برسند.

هیشه تاکید برآنست که ایام کودکی باید با خوشبختی توأم باشد و کودک برای رشد درست و سالم در شرایط خوب و مراقبت سالم برخوردار باشد.

این درحالیست که کودکان درکشورما به خاطر مشکلات اقتصادی وگسترش دامنه فقر مجبور اند تا به کارهای طاقت فرسا و شاقه دست و پنجه نرم نمایند و بدین طریق یک لقمه نان حلال را جهت رفع ضرورت و نیازمندی خانواده خود به دست آورند، چراکه نظام های که در افغانستان یکی پی دیگری درحال رفت وآمد اند بدون تقلای هزینه برای خود و نزدیکان خویش برای ملت و مردم، شغل وزندگی مرفه را سراغ کرده نتوانستند و یا نکردند به خصوص در چند دهه اخیر که امکانات وافر پولی و مادی از کمک های کشورهای خارجی تحت عنوان آبادی و عمران افغانستان و بهبود بخشیدن زندگی مردم خسته از جنگ های تحمیلی به دست آوردند و به افغانستان سرازیر گردید، بنابر آن بخش بزرگ و زیاد مردم کشور ما که شغل دوامدار ندارند یامامورین پایین رتبه که مزد ثابت و ناچیز دارند و آن مزدی که در طول دودهه اخیر کدام افزایش و تغییری که بتواند مشکل آنانرا رفع سازد ایجاد نگردید و از جانب دیگر در اثر صعود سرسام آور نرخ مواد اولیه در بازار، در آمد خانواده ها به مقدار ناچیزی تبدیل گردید و به مشکلات آنان فزونی بخشید.

بنابر همین عوامل اکثریت کودکان این خانواده ها مجبور می شوند تا به کارهای شاقه دست بزنند، این جبرزمان آنانرا وادار می سازد تا به خاطر زندگی کردن نه، بلکه به خاطر زنده ماندن به تلاشهای خود ادامه دهند.

براساس پژوهش های به عمل آمده، کودکان در افغانستان آسیب پذیر ترین قشر اجتماعی محسوب می شوند و با وضعیت رقتباری زندگی دست و پنجه نرم می کنند.

بعضی اوقات مشاهده می گردد که نوجوانان وکودکان در حملات انتحاری، فروش وقاچاق مواد مخدر و جاسازی بمب های کنار جاده به کار گماشته می شوند، حتا بررسی ها می رساند که بیشترین عوامل این مسایل یادشده در قبال کودکان، فقط مجبوریت اطفال فقر و تنگدستی است.

لهذا تا فقر و بدبختنی در جامعه از بین نرود این فاجعه در برابر کودکان نابود نخواهد شد.

در چنین روال باید گفت که کودکان مظلومان تاریخ اند که نسبت فقر وبیچارگی تعداد زیادشان نه از آموزش بهره مند شده اند و نه از حقوق حقه خود چیزی شنیده اند.

اگر بشنوند و بدانند با چه کسی درد دل کنند و مشکل خویش را بازگو نمایند و از کجا گوش شنوای را پیدا نمایند تا به حال این قشر ناتوان ترحمی داشته باشد، این آرزوی گفته می شود که به رویای اطفال و کودکان تبدیل می گردد.

نباید فراموش گردد که مسئولان حکومت وحدت ملی در این راستا مسئولیت کاری وجدانی دارند و مکلف به ایجاد یک جامعه مرفه و مترقی می باشند. چراکه تصامیم اولیای امور متضمن ارتقای نظام زندگی مردم بوده و تامین سلامت جسمی و روحی کودکان و مادران یکی از نکات اساسی در این زمینه می باشد.

جامعه شناسان روی این موضوع تاکید دارند که خانواده بستر اصلی تربیت کودکان است و فراهم آوری محیط مناسب برای کودکان تامین معیشت و دسترسی به تعلیم و تربیه، تغذیه و اهمیت رژیم غذایی حفاظت اجتماعی و اقدام به حقوق کودک از مکلفیت های والدین است.

ولی نباید فراموش گردد که موجودیت فقر و بیکاری عدم امکانات شغل و منبع در آمد از دیدگاه و نظر جامعه شناسان کمتر می تواند جنبه عملی بدهد.

براساس شرایط زندگی کنونی، کودکان کشور ما از نگاه جسمی و روحی اصلاً از یک زندگی متوازن و هماهنگ برخوردار نمی باشند و حتا اکثراً از حقوق بشری شان برخوردار نمی گردند. 

درحالیکه یقین و باور کامل داریم که تمام دانشمندان، وزیران، وکیلان، استادان، داکتران و بالاخره آنانی که به عنوان افراد چیز فهم و آنانی که تعیین کننده سرنوشت ملت و مردم اند و در ساختار جامعه نقش اساسی دارند، روزی کودک کوچکی بوده اند که با سپری شدن دوران کودکی و نوجوانی و با فراگیری علم ودانش امروز افراد و شخصیت های سرشناس خبره و باقدرت در جامعه اند.

 باید اذعان نمود که این یک حقیقت مسلم است که کودکان امروز آینده سازان فردای کشور ما می باشند، لهذا نباید در برابر این آینده سازان بی تفاوتی صورت گیرد و در حمایت و تعیین سرنوشت آنان که بدون شک تعیین سرنوشت آینده کشور گفته می شود کم توجهی صورت گیرد. در رابطه به اهمیت وجود و آینده ساز بودن کودکان زمانی بررسی به عمل می آید که همین اکنون صدها و هزاران کودک افغان روی سرک ها و کنار جاده ها یا دست به تگدی دراز می کنند یا اینکه مصروف انجام کارهای شاقه اند در حالیکه این کودکان باید درچنین سن و سال مصروف آموزش و کسب دانش در مکاتب و مدارس باشند، اما ناملایمات روزگار و تداوم جنگ های تحمیلی و نیابتی که در خارج کشور ما سازماندهی می گردد و عدم توجه دولتمردان کشور ما سبب گردیده تا کودکان این نونهال خانواده ها به چنین مشکلات دست وپنجه نرم کنند تا زنده بمانند.

نوری هروی

ممکن است شما دوست داشته باشید