روزنامه ملی انیس

 داشتن منافع مشترک، کشورها را وادار به تأمین صلح درمنطقه خواهد ساخت

کشورها زمانی با هم روابط مستحکمتر میداشته باشند که منافع ملیشان همخوانی داشته و به نوعی منافع مشترک داشته باشند و هر زمانی که  منافع در جهت مخالف یکدیگر قرار گیرد   شاهد بروز منازعات،  تغییر سیاست خارجی در روابط کشورها خواهیم بود. حضور فعال روسیه، چین، هند پاکستان و ایران در افغانستان به اشکال مستقیم و غیرمستقیم تهدید جدی به منافع ایالات متحدهامریکا در منطقه تلقی میشود. امریکاییها به خوبی میدانند در صورتی که افغانستان را ترک کنند ممالک دیگری خالیگاهشان را پُر خواهند کرد. اما این کار شاید به قیمت از دستدادن یک پایگاه قوی در منطقه برایشان تمام شود و کشورهای مخالف امریکا به رهبری روسیه در اینجا موقعیت بگیرند.از دید امریکاییها افغانستان در صورت عدم حضور نیروهای خارجی، بدل به امنترین مکان برای هراسافگنان خواهد شد که با استفاده از قلمرو این کشور میتوانند هر گوشه جهان  به خصوص ایالات متحدهی امریکا، را آماج حملات تروریستی قرار دهند. هرچند با درک قدرت روزافزون کشورهای منطقه بخصوص روسیه و ایران امریکا   می خواهدحداقل برای مدتی درافغانستان باقی بماند.  با جایگیر  ی داعش در افغانستانروسها دیدگاهشان را در قبال طالبان  تغییر دادهاند. آنان از ترس این که مبادا امریکا در پشت صحنه با حمایت داعش، این گروه را به مرزهای شمالی افغانستان جابهجا کند و آنان را از این طریق وارد آسیای میانه کند، از طالبان حمایت میکنند. از طرف دیگر روسها حضور پایگاههای نظامی امریکا در افغانستان را یک تهدید جدی علیه آسیای مرکزی میدانند و مطمئن اند که امریکا با استفادهازافغانستان میخواهد بالای منطقه اثر گذاشته و امنیت روسیه را به مخاطره مواجه کند.داعش در وضعیتی که قلمرو زیادی در کنترولش نیست، تروریزم فرقهای را راهاندازی کرده است. طولانی شدن جنگ، احتمال شکلگیری گروههای دیگری شبیه به داعش را افزایش میدهد. پاکستانکلیدیترین نقش را در اوضاع سیاسی افغانستان دارد.  همسایهای که آبادی خود را در ویرانی افغانستان به جستجوگرفته است. پاکستان یک افغانستان قوی ، باثبات و نیرومند راخارچشم دانسته میخواهد افغانستان ضعیف وناتوان رادرکنار خود داشته باشد.در واقع هر باری که روابط کابل و دهلی تقویت میشود اسلامآباد دست به ناامنسازی افغانستان زده و از این راه مخالفتش را در قبال سیاست خارجی افغانستان با هند نشان میدهدپاکستان منافع زیاد اقتصادی در افغانستان دارد، از سویی هم افغانستان به بحر راه ندارد و متکی به پاکستان و ایران است.پاکستان با بیثبات نگهداشتن افغانستان سعی داردمردم ماراچنان درحلقه تعصبات قومی وزبانی غرق سازدکه مسأله دیورند  رادیگر هرگزبیادآورده نتوانند. پاکستان مدام حمایت افغانستان از جدایی پشتونستان را یک تهدید جدی علیه امنیت ملیاش در نظر گرفته و از آن هراسان است، به همین دلیل نیز به حمایت از هراسافگنان در مرز با کشورما پرداخته و بر مهاجران افغان گاه گاه فشار میآورد تا این کشور را ترک کنند. رهبران طالبان میدانند که پاکستان عقبه استراتژیک این گروه است و ارتش پاکستان برای آنان نه تنها که مشکلی نمیآفریند بلکه آنان را حمایت میکند. در چنین وضعیتی طالبها میتوانند به جنگ ادامه دهند. نمایندگان طالبان شاید نگاه تاکتیکی به مذاکره و راهحل سیاسی داشته باشند. آنان از مذاکره با امریکا و جهتهای دیگر برای تقویت مشروعیتشان استفاده میکنند. تا کنون هیچ نشانهای دال بر این که رهبران طالبان برای رسیدن به یک راهحل سیاسی کمر بسته باشند وجود ندارد. همسایهکلیدی دیگرکشورما ایران است، کشوری که فرهنگ  ، زبان   و   دورههای تاریخ مشترک با کشورما دارد.   پس از پاکستان دومین کشوری است که تجارما بیشترین واردات را از آن دارد و زمینهساز مستحکمروابط افغانستان و هند از طریق بندر چابهار نیز هست. ایران ابتدا مخالف گروه طالبان و فعالیت آن در افغانستان بود  اما با شکلگیری فعالیت داعش در افغانستان، ایران نیز در سیاست خارجیاش پیرامون افغانستان تغییر آورد. چین تمایل زیادی دارد تا ممالک همجوارش وضعیت باثباتی داشته باشند، چون هر گونه بیثباتی در منطقه به خصوص در مرزهای چین میتواند امنیت داخلی این کشور را به خطر مواجه کند. مسلمانان جداییطلب ایغور در واقع از طالبان و دیگر گروههای جنگی در افغانستان الگوبرداری میکنند و به مبارزه با حکومت چین میپردازند. چین میخواهد با نقش داشتن در مذاکرات صلح افغانستان و با برقراری ارتباط نزدیک با طالبان بتواند از نفوذش در میان آنها استفاده کند و امنیت را در مرزهایش با افغانستان تأمین کند. مسألهمهم دیگر همانا منازعه بر سر آب است، ایران از بندسازیافغانستان روی دریای هلمند خشمگین است و مدام نگرانیهایش را ابراز کرده است. این کشور با بیثبات نگهداشتن کشورما به خصوص در زون جنوب غربی خواهان عدم انکشاف ولایات این زون هستند، تا ما نتوانیم پلانهای انکشافیرا در این منطقه عملی کنیم. هند که برای افغانستان بزرگترین دوست و همکار سیاسی پنداشته میشود، اهداف و منافع خاصی در افغانستان دارد . مهمترین خواست هند در افغانستان، از بینبردن تهدیدهای تروریستی علیه هند است. هند میداند که گروههای مخالف دولت افغانستان با گروههای فعال تروریستی در پاکستان و حتا کشمیر روابط نزدیک دارند و به نوعی سازماندهی حملات تروریستی در هند و ناحیه تحت نفوذ این کشور در کشمیر، در پاکستان صورت میگیرد  .هند به هر قیمتی که شود میخواهد افغانستان از زیر اثراقتصادی پاکستان بیرون شود و نفوذ بیشتری در افغانستان داشته باشد. برای دستیابی به این امر هند علاوه بر کمکهای اقتصادی در ساخت بندهای برق نیز در افغانستان نقش بسزایی ایفا میکند. هند میخواهد معضل امنیت افغانستان را منطقهای ساخته و به حل آن در چهارچوب همکاریهای سیاسی منطقهای بپردازد.  بدون از میان بردن منابع مالی بیرونی و پناهگاههای امن طالبان در کشورهای همسایه مبارزه با این گروه به موفقیتی دست نخواهد یافت. عقبههای حمایتی و مالی؛ شریانهای حیاتی گروههای شورشی و تروریستی به حساب میآید. ایران تنها کشوری نیست که در تقویت طالبان منافع امنیتی و استراتژیک خود را میبیند. پاکستان و منابع دیگر در حوزه خلیج فارس حمایتهای اساسی از طالبان میکنند، به ویژه اشخاص ثروتمند خلیج فارس یکی از منابع مهم مالی این گروه به حساب میآید. پاکستان روابط خوب با کشورهای عربی، به ویژه عربستان دارد. در حالی که اسلامآباد با مشکل مالی دستوپنجه نرم میکند و قرار است وام بزرگی از صندوق بینالمللی پول دریافت بدارد، ریاض موافقتش را با پرداخت شش میلیارد دالر قرضه به اسلامآباد اعلام داشت. این وعده در جریان سفر اخیر عمرانخان به عربستان سعودی  انجام شد.این گونه روابط است که پاکستان را در برابر فشارهای بینالمللی مبنی بر حمایت مالی و تخنیکی از طالبان مصون نگهداشته است. امریکا نیز با وجود آگاهی از حمایت اسلامآباد از این گروه هابه جز فشارهای لفظی کار خاصی برای تغییر رفتار آن انجام نمیدهد.

نوشته:د-م

ممکن است شما دوست داشته باشید