روزنامه ملی انیس

جنگ از فکر آغاز و در فکر خاتمه می‌یابد یادداشتی از داکتر محمد قاسم وفایی زاده

دشمنی که ما با آن مواجهیم، سال‌هاست که درس بربادی و ویرانی افغانستان و خالی ساختن آن از اندیشه و دانش را در مدارس و حلقات نجومی‌ پاکستان فرا گرفته اند. در نظر اینان هر که دانشی اندوخته و هر که مهارتی یافته و هر سری که آزاد می‌اندیشد، از بریدن است. و هر جا که بنای صورت گرفته و آبادی رونق یافته، سزاوار ویران کردن است. اینان دین را ویرانی و خون ریزی می‌بینند. بعد از کشتن چوپان مظلوم هزاره الله اکبر می‌گویند، بعد از ویران کردن ساختمان‌ها و تاسیسات الله اکبر می‌گویند و خلاصه کلام با کشتن هر شهروند این سرزمین و با ویران کردن هر آبادی احساس رستگاری می‌کنند!
اینان دشمن پیشرفت و توسعه و تکامل اند. سنگ شدگان روی زمین، که آرامش شان زمانی بر می‌گردد که افغانستان را به عصر حجر بر گردانند.
اینان از آزادی بیان و رسانه می‌ترسند، از حقوق بشر نفرت دارند، چشم و گوش شان بر هنر بینا و شنوا نیست. حضور و فعالیت سیاسی و فرهنگی و اقتصادی زنان ایمان شان را فرو می‌ریزد و نه تنها اراده ای برای شکستن کوزه کم مایه جهل شان ندارند، که حتی از روشنایی می‌هراسند!
سخت‌گیری و تعصب خامی‌است
تا جنینی کار خون‌ آشامی ‌است
معیار حق و باطل شان را شبکه‌های جاسوسی تعیین می‌کند. با کفار سر صلح دارند و بر مومنین جهاد می‌کنند. برای دیگران کار می‌کنند اما وطن شان را بر باد می‌سازند.
به قول علامه اقبال:
خدا آن ملتی را سروری داد
که تقدیرش بدست خویش بنوشت
به آن ملت سر و کاری ندارد
که دهقانش برای دیگران کشت
اینان نه با امام جعفر صادق سر سازگاری دارند و نه وفادار به امام اعظم ابوحنیفه کابلی اند. وفاداری اینان تنها به سلفیت و فسیل گرایی دینی است.
جنگ اینان در تخار و بدخشان و قندهار و غزنی و هرات و هلمند نیست، بلکه جنگ شان در زمین نا فهمی ‌است و برخاسته از ذهن خشن و خام و خون خوار و فکر مریض و القائات فکری بیگانه، که جز بربادی و ویرانی حاصلی ببار نمی‌آورد.
برای تغییر این وضع، ضرورت به کار فکری و فرهنگی است. ضرورت به ساختار شکنی فرهنگ جنگ و خشونت و بنا کردن فرهنگ صلح و همپذیری است. تا زمینه‌های بسیج جوانان و جامعه به نفع گروه‌های جهل و‌جمود و جنگ و خشونت از میان برود.
به امید صلح و امنیت در کشور

ممکن است شما دوست داشته باشید