روزنامه ملی انیس

جایگاه غزنویان در تاریخ اسلام و افغانستان

تأسیس دولت غزنوی از واقعات درخشنده تاریخ کشور ما شمرده می شود. در دوره سلطنت غزنویان تمام شئون اجتماعی کشور مراحل نهایی تکامل قرون وسطایی را پیموده است. زراعت و آبیاری منکشف بود و بند آب ها ساخته شد، صنایع و پیشه وری بالخصوص نساجی و فلزکاری مترقی بود، آرت و هنر به مدارج بلند رسیده بود. شهکارهای علمی، ادبی، هنری و هنروران مشهور در این دوره به میان آمدند، ابنیه و عمارات عالیه ساخته شدند. شهرهای عمده کشور مراکز بزرگ تجارتی آسیای وسطی بود. راه ابریشم که قسماً از قلمرو دولت غزنوی می گذشت شاهراه عبور و مرور کاروان های عظیم بوده است که چین و هند را با مدیترانه وصل می نمود. راه های تجارتی مامون و کاروان سراها آبادان بودند.
آسیاب های بادی و آبی و چرخ های آب کشی موجود بود. در پهلوی زراعت، صنایع نساجی، قالین بافی، فلزکاری، اسلحه، صابون سازی پیشرفته بود. از طرف دیگر، سازمان دولت منظم، تشکیلات نظامی و ملکی خصوصاً امور مالی و قضایی وسیع بود. مساجد و مدارس با اوقاف فراوان در تمام شهرها آبادان و مراکز عمده تعلیم و تحصیل به شمار می رفتند. شهر غزنه که کانون علم و ادب در این دوره به سیر تکاملی خود دوام می داد.
عهد سلطان ابوالقاسم محمود بن سبکتگین غزنوی (۳۶۱-۴۲۱هـ – ۹۷۱-۱۰۳۰م) دوره تحکیم مبانی وحدت کشور از نظر سیاست و مذهب است. دین اسلام تقریباً در تمام کشور و الی مرکز هند منتشر گردید. اداره فیودالی پراگنده نیز مرکزیت حاصل کرد.
یمین الدوله و امین الدوله محمود از مبارزان و فاتحان مشهور اسلام و پشتیبان واقعی فرهنگ خراسانی و از اشخاص معدود تاریخی است که کشور ما به خود دیده است. او پادشاهی است که برای نخستین بار در تاریخ لقب پر افتخار «سلطان» را صاحب گشته است. فتوحات سلطان محمود در هندوستان و منطقه و نشر دیانت و ثقافت اسلامی در نیم قاره هند و کار هایی که او در امر سیاست مداری، جهانداری، عمران و آبادی مملکت و حمایت از علما، دانشمندان و شعرا انجام داده است او را در زمره پیشوایان اداره و فرهنگ و کشورگشای اسلام گستر نام آور نمود. در مدت سی وسه سال سلطنت حدود اراضی دولت غزنوی را از شمال به خوارزم و از غرب به عراف و از جنوب به پنجاب و ماورای آن رسانید. شهرت عطمت و جلال دربار او به جایی رسید که امپراتور چین سفیر خود را با دربار خلافت نداشتند و خلیفه بغداد القادر بالله به ستایش خدمت های او در راه نشر دین مقدس اسلام به او القاب متعدد چون: «یمین الدوله» و «امین الدوله» و «نظام الدین» داده است.
سلطان محمود علما، شعرا، مهندسان و معماران را از خارج و داخل کشور به غزنه احضار می نمود و وسایل رفاه شان را فراهم می ساخت. در آن زمان دربار غزنویان در آسیا پرورشگاه شعرا، علما و ارباب فن بود. چنانچه به قول معروف چهار صد تن شاعر و عالم در دربار او می زیستند. دوره امپراتوری غزنویان یکی از مهم ترین ادوار ادبی این سرزمین محسوب می گردد. کثرت شعر و تعدد آثار گویندگان چنان یکی از خصایص عمده این عهد است. به روایت دکتر ذبیح الله صفا در کتاب «تاریخ ادبیات در ایران»، علت عمده این توسعه و رواج روز افزون شعر و دیگر آثار در این دوره، تشویق بی سابقه شاهان نسبت به شعرا، علما، نویسندگان است. همه شاهان و امرای مشرق در این عهد نسبت به گویندگان، نویسندگان و شعرا رعایت کمال احترام را می کرده اند.
هدایا و نعمت هایی جزیل و اموال کثیری که سلاطین و امرا در این دوره در راه تشویق شاعران صرف می کرده اند به حدی بود که آنان را به درجات بلندی از ثروت و تنعم می رسانید.
بعضی از شاعران در این عهد چنان ثروتمند می شدند که حتی محسود معاصران خویش می گردیدند گروهی از گویندگان چندان تنعم و جلال داشتند که با غلامان سیمین کمر و زرین حرکت می کردند و در حقیقت مانند شاهان با موکب خاص از معابر می گذشتند.
سلطان محمود خود پادشاه عالم و ادیب پرور بود. عالم مصری ابومحمد عبدالقادر بن محمد ابوالوفا (۱۳۷۳م) در کتاب خود «الجواهر الضیئه فی طبقات الحنیفیه» (ریاض،۱۹۹۳) سلطان محمود را در جمله مشاهیر علمای اسلام معرفی می کند. بنابر نوشته این عالم، سلطان محمود آثار متعددی را در علم حدیث، فقه و خطبه تألیف نموده است که از آن جمله اثر بزرگ او «تفرید» مشهور بوده که در آن حدود شصت هزار مسئله دینی سنی- حنفی بیان گردیده است. (من حین خدمت در انستیتوت نسخ خطی اکادمی علوم ترکمنستان در سال های ۲۰۰۸-۲۰۱۲م با نسخه قلمی این اثر عالم مصری آشنا شده بودم. خدایبردی).
سلطان محمود شعر نیز سروده است. تذکره نویسان مشهور چون محمد عوفی، تقی الدین محمد اوحدی، رضاقلیخان هدایت و دیگران از اشعار سلطان قطعاتی را نقل می کنند:
تا تو، ای ماه، زیر خاک شدی
خاک را بر سپهر فضل آمد
دل جزع کرد، گفتم: ای دل صبر
این قضا از خدای عدل آمد
آدم از خاک بود و خاکی شد
هرکه زو زاد باز اصل آمد
***
ز بیم تیغ جهانگیر و گرز قلعه گشای
جهان مسخر من شد چو تن مسخر رای
گهی به عز و به دولت همی نشستم شاد
گهی ز حرص همی رفتمی ز جای بجای
بسی تفاخر کردم که من کسی هستم
کنون برابر بینم همی امیر و گدای
اگر دو کله پوسیده برکشی ز دو گور
سر امیر که داند ز که گرای
هزار قلعه گشادم به یک اشارت دست
بسی مصاف شکستم به یک فشردن پای
چو مرگ تاختن آورد هیچ سود نکرد
بقا بقای خدائیست و ملک ملک خدای
شهر غزنه در روزگار سلطان محمود از جهت آبادی چون ستاره یی در میان شهرهای این منطقه دنیا شده بود که کاروان های تجارتی شرق و غرب عالم در طریق هندوستان، چین و امپراتوری روم از این شهر می گذشت. بازارهای آن از امتعه نقاط مختلف عالم مملو بوده است.
غزنه به عنوان کانون سیاسی دولت غزنوی، به موازات گسترش و آبادانی روز افزون خویش از جایگاه علمی و فرهنگی و ادبی شایسته یی برخوردار گردید. در مدارس آن دانشمندان بزرگ زمانه به نشر علم و دانش می پرداختند و کانون های علمی آن بزرگ مردانی از قبیل ابوریحان بیرونی (۹۷۳-۱۰۴۸) ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی (۹۹۴-۱۰۷۷)، شیخ العمید ابونصر بن مشکان (۱۰۴۰)، ابوسعید ابوالخیر (۹۷۸-۱۰۵۵)، ابوالخیر بن الخمار حسن بن سوار (۳۳۱-۴۰۸هـ) و شاعران ناموری مانند حکیم ابوالقاسم فردوسی (۹۴۱-۱۰۲۰)، ملک الشعرا عنصری بلخی (۱۰۴۰)، فرخی سیستانی (۱۰۳۷)، منوچهری دامغانی (۱۰۴۱)، ابونظر عبدالعزیز بن منصور عسجدی مروزی (۱۰۴۱) داشته است. ابوعلی سینای بلخی (۱۰۳۷) از دانشمندان بزرگ این روزگار است و حکیم ناصر خسرو قبادیانی بلخی (۳۹۴-۴۸۱) و خواجه عبدالله انصاری هروی (۱۰۸۸) در شرایط علمی ایام محمود غزنوی کودکی را پشت سر گذاشتند. دوره غزنویان از حیث تکامل علوم و ظهور علمای بزرگ مهم‌ترین دوره اسلامی است که در این دوره علمای بزرگ اسلامی کامل ترین آثار را در علوم پدید آوردند. محمد سرور همایون در مجموعه «نگاهی بر نقش فرهنگی افغانستان در عهد اسلامی» (سالنامه وزارت اطلاعات و فرهنگ سال۱۳۵۵) چنین می نویسد: «شعر و ادب دری در دوره غزنوی بر اثر تجارب و اندوخته هایی که در گذشته فراهم شده بود و بر اثر توجه زایدالوصف سلطان محمود غزنوی و مسعود به ابابه ذروه اعتلای خود رسید. ادبیات در این دوره بسیار غنی و ثروتمند شده بود و این دوره را به حق دوره طلایی ادبیات دری می خوانند.»
پادشاهان غزنوی خود غالباً مردمی دانشمند و دانش دوست بوده اند، وزرا و حکمای آنان نیز از مشاهیر علما و بلغاء عصر خود محسوب می شده اند که تصانیف عده یی زیاد آنها در دست است و تذکره ها و آثار معتبر تاریخی نیز حاکی از آن می باشند.
ادامه داردخدایبردی جمعه نظر

ممکن است شما دوست داشته باشید