روزنامه ملی انیس

ترشتوال: نیاز است برای وحدت دیدگاه و آوردن صلح  به یک اجماع واحد دست یابیم

روز شنبه ۸ سرطان دور هفتم مذاکرات میان امریکا و طالبان در قطر با حضور زلمی خلیلزاد نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان و گروه طالبان آغاز شد.

پس از اولین روز مذاکرات از خوش بینی ها برای کسب توافق میان دو طرف گزارش شده است. احتمال دارد پس از پایان مذاکرات زمینه برای گفتگوهای بین الافغانی نیز مهیا شود. آلمان، اندونیزیا و اوزبیکستان آمادگی های شانرا برای میزبانی از گفتگوهای بین‌الافغانی اعلام کرده اند. استاد مسعود ترشتوال سخنگوی شورای حراست و ثبات افغانستان با ابراز امیدواری از نتایج مثبت این نشست دیدگاهش را چنین بیان نمود:

 بدون تردید صلح آرزوی هر یک از شهروندان افغانستان از گذشته های دور تا وضعیت موجود است. هر اقدام و حرکتی که به منظور آوردن صلح در افغانستان از هر آدرس، جریان و کشوری که حمایت و تعقیب شود مورد استقبال ما قرار می گیرد. اما روند مذاکرات و گفتگوهای صلح به صورت اجمالی با چند فرصت و چالش های رو به رو است.

بهتر خواهد بود ابتدا از فرصت ها گفت به دلیلی که یک حرکت قابل ستایس است. نخستین فرصت این است که بعد از ۴ دهه در ظاهر امر همه طرف ها بحث آوردن صلح در افغانستان را یک نیاز مبرم منطقه و جهان دانسته و همه مبارزه با تروریزم و هراس افگنی تأکید دارند و همین که فرصت ها به وجود آمده است تا روی میز مذاکره مستقیم بنشینند با بحث و مذاکره دیدگاه های یکدیگر را به صورت واضح و روشن داشته باشند. میتواند فرصت خوب باشد.

نکته دوم این که کشورهای اروپایی به خصوص کشورآلمان به تازگی وارد بحث صلح در افغانستان شده است قبل برآن میزبان بن اول و دوم به عنوان یک تحول جدید در افغانستان بود. حالا هم اروپا علاقمند بحث صلح در افغانستان با محوریت آلمان است تا در مسأله صلح با جدیت وارد شود حتا گفته می شود آخرین نشستی که در رابطه به موافقت مذاکرات صلح باشد آن را هم آلمان میزبانی خواهد کرد و آلمان نقش جمع کننده و اعلام کننده تصمیم نهایی پروسه صلح افغانستان را داشته باشد یک فرصت تأثیرگذار خواهد بود که آلمان وارد این بحث خواهد گردید.

بحث سوم این که کشورهای منطقه که در جنگ افغانستان به نحوی از انحا در ۱۸ سال اخیر دخیل بوده به خصوص همسایه جنوب شرقی ما پاکستان و سایر همسایه های ما و کشورهای منطقه همین که یک همگرایی منطقوی برای صلح در افغانستان به وجود آمده، هم در شعار و هم در گفتار می تواند بهترین فرصت برای تحقق صلح در افغانستان باشد.

در بعد داخلی نیز سیاسیون افغانستان  حکومت و احساد ملت افغانستان برای صلح اجماع دارند. اما یک نکته را خاطر نشان می سازم که اجماع پایان موفقیت مذاکرات صلح نیست، بلکه ضرورت اساسی به همآهنگی دارد تا تمامی دیدگاه ها چه سیاسیون  اپوزیسیون، احزاب و حکومت افغانستان باید توحید شود. اگر تعدد آدرس ها و گفتگوها را به صورت پراکنده داشته باشیم دیدگاه کلان حکومت را تضعیف می کند نیاز است که برای وحدت دیدگاه و آوردن صلح در داخل کشور به یک اجماع واحد داخلی دست یابیم.

ترشتوال در رابطه به چالشهای موجود در این پروسه افزود:

دو چالش عمده موجود است یکی آن این که هنوز حزئیات مذاکرات شش دور گذشته که نمایندگان طالبان و نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان بوده به صورت واضح برای احساد مردم و ترجیحاً ممکن برای حکومت افغانستان نیز واضح نباشد.

بناءً ضرورت است جریان مذاکرات آنجاهایی که طبق اصول دیپلماتیک محرم نگهداشته شود عیب ندارد، ولی جاهایی که حد اقل بتواند رفع نگرانی برای مردم افغانستان از این جریان داشته باشد با مردم و حکومت افغانستان شریک شود.

چالش دوم حکومت افغانستان به عنوان مرجعیت رسمی کشور هنوز به عنوان جریان فعال در مذاکرات و بحث های صلح منطقوی و قطر دیده نمی شود. حتا که ما دیدگاه اپوزیسیونی هم داشته باشیم. اما در مسایل صلح باید یک آدرس اصلی را دنبال بکنیم که آن مرجعیت و تربیون اصلی حکومت افغانستان است و بسیاری موضوعات و مسایل از همین آدرس دنبال شود یعنی در میز گفتگو هر قدر نقش جمهوری اسلامی افغانستان برجسته باشد میتواند نتایج نهایت مثبت را به دنبال داشته باشد. بنابر آن ما درعین که از گفتگوهای پراکنده که به صلح کمک کند استقبال می کنیم، ولی به شرطی که به نیت صلح باشد، اما به صورت رسمی و واضح باید صدای اپوزیسیون، مردم حکومت و همه یی جناح هایی که قربانیان حوادث تروریستی اند صدای مان را واحد کنیم تا مرجعیت یک آدرس و نقطه قوت واحد ما باشد. 

ولی نشست های پنهانی با آجندای غیر علنی و پراکنده مستواند یکی از چالش های باشد که با سوالاتی همراه بوده و روند رسیدن به صلح را طولانی می سازد. در مجموع ضرورت است کشور همسایه ما که چند روز قبل رئیس جمهور محمد اشرف غنی به آن جا سفری داشتند یعنی پاکستان هم تلاش های خود را به صورت جدی و صادقانه در امر موفقیت پروسه صلح هماهنگ سازد و نباید همانند گذشته ها در رفتار و گفتار و صداقت شان شک نماییم. موجودیت افغانستان با امن و ثبات به نفع همسایگانش بیشتر است.

نکته مهم دیگر که باید به آن تأکید کرد. جنگ موجود جاری افغانستان جنگ داخلی، جنگ قومی و میان اتباع شمال، جنوب، شرق و غرب افغانستان مرکز و ولایات مرکز آن نیست، بلکه جنگ با ماهیت استخباراتی و بیرونی و کشورهای منطقه و جهان روی منافع خاص در افغانستان است به همین دلیل کشورهایی در مسأله صلح افغانستان می توانند نقش سرنوشت ساز را داشته باشند که در جنگ موجود تأثیرگذار اند یعنی کسانیکه جنگ را تجویز، تجهیز و تمویل می کنند و پناه گاه های امن برای مخالفان ایجاد و زمینه ادامه جنگ را به اصطلاح مساعد ساخته اند به نظر من آنان میتوانند نقش اساسی را در آوردن صلح در افغانستان داشته باشند یا به تعبیر بزرگتر، آورندگان جنگ می توانند آورندگان صلح باشند.

به همین دلیل ما ضرورت به یک اجماع جهانی منطقوی و یک تعهد اجماع داخلی داریم در بستر همین سه اجماع ملی، جهانی و منطقوی است که می توانیم به صلح برسیم.

خوشبختانه اجماع به وجود آمده، ولی هماهنگی دیده نمی شود ما ضرورت داریم که وارد فاز دوم که به وجود آوردن هماهنگی معنادار است شویم.

حامده صدیقی

ممکن است شما دوست داشته باشید