روزنامه ملی انیس

تأمین صلح در افغانستان نیاز به قطع مداخلۀ کشورهای بیگانه دارد

تجربه این را به اثبات رسانده تا زمانی که کشورهای ذیدخل در قضایای افغانستان منافع خود را در این کشور از راه های مسالمت آمیز جستجو ننمایند و همواره از گروه های افراطی و هراس افگن جهت به دست آوردن منافع خود حمایت نمایند آمدن صلح در افغانستان ناممکن خواهد بود،  بنابر این لازم است که کشورهای ذیدخل درقضایای افغانستان به هدف آمدن صلح و ثبات به این کشور هرچه زودتر تلاش نمایند تا دست از حمایت این گروه ها بردارند و برای تأمین منافع خویش در این کشور راه های مسالمت آمیز را جستجو کنند.

  اما متأسفانه تاکنون دیده شده است که کشورهای ذیدخل در قضایای افغانستان همواره تلاش نموده اند که به هدف دست یابی به منافع خویش به مداخلات بیشرمانۀ خویش در امور این کشور ادامه دهند که در نتیجه این کشور را به مرکز جنگ های نیابتی خویش تبدیل نموده اند.

  از این رو لازم است کشورهای دوست و همکاران بین المللی که خواهان آمدن صلح و ثبات در این کشور اند باید هرچه زودتر بالای حامیان گروه های هراس افگن فشار بیاورند تا دست از حمایت گروه های هراس افگن کشیده و به هدف آوردن صلح و ثبات در افغانستان تلاش بی‎شایبۀ را انجام دهند. اما دیده می شود که همکاران بین المللی و کشور های دوست افغانستان تا کنون در این زمینه توجه چندانی ننموده اند و صرف با گفتن حرف در این باره اکتفا نموده اند.

 جای دارد که گفته شود مردم افغانستان با وجود این که از دیرزمانی انتظار آمدن صلح و ثبات را می کشند ؛ اما از بس که حرف های زیادی در بارۀ آمدن صلح وثبات به این کشور زده شده است اما گام های عملی برای آمدن صلح به این سرزمین برداشته نشده است ؛ در آمدن صلح وثبات شک و تردید دارند. جای دارد که مردم از همکاران بین المللی و قدرت هایی که به هدف مبارزه با تروریزم و گروه های هراس افگن در این سرزمین می جنگند بپرسند که چرا آنها نتوانستند در طی هفده سال مبارزۀ خود این گروه ها را سرکوب نمایند.  با تأسف که تا کنون کشورهایی ذیدخل در این قضایا به مردم این کشور نتوانسته اند پاسخ روشنی را ارائه دهند. از این رو،  مردم افغانستان از همکاران بین المللی خویش که یک سیاست روشنی را در قبال از بین بردن گروه های هراس افگن در این کشور روی دست نگرفته اند و با گذشت زمان این گروه ها حملات خود را تشدید می‎بخشند وحملات انتحاری و انفجاری این گروه ها در هر نقطۀ افغانستان سبب کشته و زخمی شدن مردم می گردد گلایه دارند و به ادامۀ گفتگوها در بارۀ صلح به دیده شک و تردید می نگرند. از این رو لازم است که قدرت های ذیدخل در قضایای این کشور هرچه زودتر تلاش نمایند تا به هدف آوردن صلح وثبات گام های استوارتری را بردارند تا باشد که به مردم این سرزمین پاسخ روشنی داده بتوانند. امروز همه این را می دانند: جنگی که در افغانستان ادامه دارد به نفع هیچ یک از طرف های درگیر نبوده و تداوم آن بسود بیگانه هاست،  بنابراین گروه های مخالف باید این را بدانند که با تداوم جنگ آنها نخواهند توانست به اهداف خویش در این کشور دست یابند،  از این رو لازم است که آنها دست از جنگ کشیده و راه صلح و آشتی را در پیش گیرند.  ادامۀ جنگ در این کشور تا کنون توانسته است از میان باشندگان این سرزمین قربانی زیادی بگیرد،  پس لازم است که مخالفین این را هم درک کنند و از جنگ دست بکشند تا باشد که از تداوم خون ریزی و برادر کشی در این کشور جلوگیری گردد.  جای دارد که گفته شود تا زمانی که کشورهای منطقه و قدرت های ذیدخل در قضایای این کشور به هدف تأمین صلح و ثبات گام های عملی را نبردارند و گروه های مخالف را به دست کشیدن از جنگ وادار ننمایند،  تداوم مذاکرات نمی تواند راه را برای آمدن صلح و ثبات به این کشور باز نماید. 

از این رو،  گفته می توانیم که تداوم این مذاکرات و گفتگو ها به هدف آوردن صلح و ثبات به این کشور زمانی می تواند نتیجۀ مثبت دهد که این کشور ها گام های عملی را در راستای آوردن صلح و ثبات به این کشور بردارند،  در این صورت است امکان دارد که صلح و ثبات به این کشور بوجود
آید.  همین گونه،  دولت افغانستان نیز باید تلاش نماید که کشورهای ذیدخل در قضایای این کشور را متقاعد سازد تا این کشورها دست از مداخله در امور این کشور کشیده و راه مسالمت آمیزی را به هدف تأمین منافع خویش جستجو نمایند ؛ اما با تأسف به دلایل ضعفی که در مدیریت امورکشور وجود دارد تا کنون دولت افغانستان نتوانسته است قدرت ها و کشورهای ذیدخل در قضایای این کشور را متقاعد سازد که آنها به هدف تأمین منافع خویش در این کشور راه های مسالمت آمیز را در پیش گیرند. از این رو،  دیده می شود که این ضعف مدیریت دولت مردان افغان باعث گردیده است که قدرت ها و کشورهای ذیدخل در قضایای افغانستان به مداخله در امور کشور ادامه داده و تا کنون ادامۀ این مداخلات باعث تداوم جنگ و خشونت در این کشور گردیده
است. 

چنانچه دیده شده است که دولت مردان افغان تاکنون نتوانسته اند یک تعریف مشخصی از منافع ملی را به کشورهای ذیدخل در قضایای این کشور ارائه نمایند،  همین امر باعث گردیده است که در بسیاری موارد مداخلات این کشور ها در امور افغانستان باعث خدشه دار شدن و صدمه وارد شدن به منافع ملی این کشور گردیده است.  بنابراین لازم است که دولت مردان افغان باید هرچه زودتر تلاش نمایند که به کشورهای ذیدخل در قضایای این کشور از خود یک تعریف مشخصی را ارائه نمایند تا باشد که در چهارچوب آن، کشور های ذیدخل در قضایای این کشور با دولت و مردم افغانستان همکاری نمایند.

عبدالحلیم باخرد

ممکن است شما دوست داشته باشید