روزنامه ملی انیس

به مناسبت صدمین سالگرد استقلال کشورنگاهی به زندگی و کارنامه ‌امان الله خان

بخش دوم

برعلاوه سنت گرایان در این جریان یک سلسله اشتباهــات تاکتیکی مرتکب شدند: درسراسیمگی پی گیری ترور، آنها موفق نشدند که ابتکار تحقیق درست جنایت را در دست گیرند. نصرالله در جلال آباد شتابزده اعلان پادشاهی کرد، و غفلت نمود که با قبایل مشورت نماید.

این اشتباهـــات به دست امانالله خان سلاح نیرومند روانشناسانه و سیاسی را عرضه نمود. او خود را به حیث پادشاه قانونی معرفی کرده، و آخرین همراهـــــان امیر را مظنون دانسته، آنها را محکوم  و تحقیق و رسیدگی به قتل شاه را مطالبه نمود.

به یمن شهرت شخصی امان‎الله  پشتیبانی بارکزیی ها  وحمایت ارتش (تا اندازه در اثر بالا بردن معاش افراد عادی و افسران)  او به حیث امیر نظام شاهی افغانستان اعلام شد (۲۱-۲۲ ماه فبروری سال ۱۹۱۹) برای تأیید این، او ادعا نمود که مشروعیت و قیمومیت حکمرانی او از تأیید «ملت افغان»  ناشی میشود. امیر جدید در نخستین بیانیهاش ملت و اردو را مخاطب قرار داد و عمداً هر گونه ذکری از دستگاه مذهبی را از بیانیه اش حذف نمود. یکی از نخستین اقدام هایش دستور گرفتاری کاکایش و اکثر همراهـــان حبیب الله و در قید نگاه داشتن آنها تا زمان نتیجه تحقیقات ترور بود. این خود یک حرکت زیرکانه ای بود که رهبران نیروهای سنت گرا و تازمانی حتا نیروهــــای میانه رو را بسیج نمود: در بین این گرفتاری هــا، تعداد زیادی از فامیل مصاحبان، منجمله نادرخان سرقوماندان نیروهای افغانی بودند که به زودی بیگناه شناخته شده و از قید آزاد شدند. نصرالله در زندان وفات نمود. امان الله بعد از آن که کنترول تمام کشور را در دست گرفت، اعلام استقلال کامل افغانستان را نمود، کاری که نتیجه آن جنگ سوم افغان و انگلیس شد.

علی رغم تمام این مکتب های متنوع فکری، پیدایش و تکوین جنگ سوم افغان و انگلیس را باید در پیشرفت ناسیونالسم افغانی و خیزش انتظارات اجتماعی و سیاسی در کشور جستجو نمود. امان الله خان به وعده‎اش در نخستین سخنرانی اعلام پادشاهی اش که رعیتاشرا به «استقلال کامل» می رساند  ارزش زیاد قایل بود و این قول در راه اندازی افکار عامه ی افغان ها در پشتیبانی از او نقش مهمی داشت.  به این منظور او قادر بود که سنت گرایان را جلب نماید و ناسیونالیسم را در مسیر مدرنیسم هدایت کند. بنابراین او گویا متعهد بود که یا به وسیله مذاکره و یا از طریق نظامی استقلال کامل را به دست بیاورد.

خط سیری که او به پادشاهی رسید، انحرافی بود از الگوی سنتی و برداشتی که به وسیله دستورالعمل های قبایلی و قوانین اسلامی تعیین شده اند  که در ذات خود دلالت ضمنی به مفهوم ضرورت ملی دارد.

 در سال ۱۹۱۹ هیچ حاکمی نمی توانست بدون تعهد و التزام به استقلال کامل افغانستان مقتدرانه اعمال قدرت کند. سایکس تلویحاً این را تصدیق می کند. وقتی او مینویسد که بعد از جنگ جهانی اول بنابر «خدمت فوق العاده حبیب الله استقلال افغانستان باید حتماً و بدون وقفه به رسمیت شناخته می شد.  به وسیله یک چنین عمل سیاستمدارانه ای امیر که محبوبیتاش را به خاطر وفاداری به اهداف ما از دست داده بود، ممکن آن را دوباره باز می یافت و از مرگ نجات پیدا می کرد. این تراژیدی بدون تردید باعث جنگ سوم افغان و انگلیس شد».

روشی را که امان الله خان برای به دست آوردن استقلال کامل انتخاب نمود، اطلاع دادن یک عمل انجام شده به دولت انگلیس در هند بود. او به نماینده انگلیس به هند (وایسرای) جلوس‌اش را بر تخت شــاهــی خبر داد و اعلان استقلال کامل نمود. ادامه دارد

 

  پاسخ وایسرای بسیار آهسته و کند بود. وقتی هم جواب داد پاسخ اش طفره بود و هیچ مراجعه ی مستقیم به اعلان استقلال ننمود. انگلیس ها این موضع را اتخاذ نمودند که قرارداد با حبیب الله یک موافقت نامه دودمانی بوده و نه موضوعی، که بتواند یک جانبه منسوخ شود. این موضعگیری به مثابه ی یک تعجب و شگفت کلان به افغان ها نرسید، زیرا آن ها اینرا مسلم می دانستند که «قدرتی که استقلال افغانستان را گرفته است  برای آنها حق شان را به آسانی و بدون جنگ نخواهــد داد».

افغان ها آمادگی کامل برای بروز جنگ گرفته بودند و تلاش نمودند که از پیشرفت های بعد از جنگ در آسیای مرکزی و احساسات ملی در هند برای پیشبرد اهداف شان استفاده کنند. این کوشش با شور و ذوق زیادی به وسیله ی افغان ها استقبال می شد و امیدواری ارتش و عده ای از قبایل مرزی را که از استقلال کامل طرفداری می کردند، بالا برد.  رهبران افغان به تمام افغان هایی که مسلمانان و وطن دوستان واقعی اند اصرار می ورزیدند که خود را برای مبارزه علیه بریتانیای کبیر «دشمن همیشگی استقلال افغانستان» آماده کنند.  انگلیس ها نیز خود را آماده می کردند و وقتی مذاکرات بین دو کشور به نتیجه نرسید، عداوت شروع شد.بنا بر چندین دلیل زمان جنگ برای هدف افغان ها آماده بود. امپراتوری روسیه از هم پاشیده بود. آلمان، ترکیه و شوروی استقلال افغانستان را به وسیله ی قرارداد «بریست لیتوفسکی» به رسمیت شناخته بودند. در هند همچنین و در مصر اختلال های گسترده ی سیاسی و اجتماعی وجود داشت. ناسیونالیست های هند علیه استفاده قوا و سرمایه ی هند برای اهداف امپریالیستی اعتراض نمودند.  در حالی که مردم از ارتش انگلیس تقاضای رفع بسیج عمومی (موبلیزه کردن) و کاهش بار مالی تعهدات امپراتوری انگلیس را می نمودند.  به قول هارولد نیکولسون افغان ها و سایر ناسیونالیست های آسیا معلوم میشده که به متلاشی شدن سیستم قدرت بریتانیای کبیر پی برده بودند و قوای متحد در مقابل رئیس جمهور ویلسون و روسیه متعهد به «قبولی پرنسیب حق خود ارادیت وعدم انضمام» شده بود. نیکولسون میگوید: «حتا در ذهن ناخودآگاه ساده ترین انسان، امپریالیسم به معنای تخلف و تخطی از این پرنسیب ها بود. اتحادیه ی تجارتی کهــن « د کانسر آف یوروپ» منحل شده بود. به صورت آنی تریبونالی (دادگاه)  به وجود آمده بود که در آن علیه دستگاه جنگی قدرت غربی، اعتراض ممکن بود. این تریبونال، تریبونال جهانی بود که با افکار عمومی اروپایی در تفاوت بود».

افغان ها که بی میل و ناتوان در پیشبرد یک جنگ طولانی در مقابل یک دشمن مافوق از نظر تخنیکی بودند، در ۲۸ می ۱۹۱۹ تقاضای صلح و دوستی نمودند. بنابر مقاومت سرسخت افغان ها و ترس دایمی از قیام عمومی کمربند قبیلهای، انگلیس ها متارکه جنگ را قبول نمودند ودر معاهـــده راولپندی به تاریخ ۸اگست سال ۱۹۱۹ افغانستان را به مثابه کشوری که دارای حق خود ارادیت کامل می باشد، به رسمیت شناختند.  (انگلیس ها متعاقباً سهمیهشان را به امیر لغو نموده و صدور اسلحه از طریق هند را متوقف ساختد.) امان الله بهای استقلال افغانستان را پرداخت. به هر صورت او مجبور بود که خط دیورند را به رسمیت بشناسد.  نتیجهاش این بود که به انگلیس ها اجازه بدهــد که موقعیت شان را در کمربند قبایلی پتان ها تقویت نمایند و امیدواری افغان ها را در مورد کنترول معنوی و سیاسی شان در آن مناطق تیره و تار کند

ریفورم دوره شاه امان الله غازی

شاه امان الله خان غازی از آغاز پادشاهی اجرای همه آن کارهایرا بدست گرفت که در اولین خطابه خود به ملت عزیز خود وعده داده بود همکار و مشاور بزرگ پادشاه جوان آقای محمود طرزی تمامی ریفورم ها «اصلاحات» را فورمولبندی نمود وسپس به ترتیب، پاد شاه رابه راهی روان ساخت که واقعاً تقاضای آن عصر بود.

اگرچه داعیه استقلال کشور و نتایج موفقانه آن بخش مقدم ریفورم سیاسی بود، ولی ریفورم فرهنگی با نشر جریده امان افغان که به جای سراج الاخبار، اولین شماره آن در ۱۲- اپریل ۱۹۱۹ به مدیریت عبدالهادی داوی نشر شد  نمایانگر فرهنگ دموکراسی و فرهنگ و مطبوعات عصری بود. که خواسته ها و عملکرد های دولت جوان در آن منعکس میگردید. نشر این اخبار ولوله بزرگ دربین مردم – قلم بدستان و طرفداران معارف به میان آورد، که عده از مردم و اشخاص متمول خود حاضر گردیدند که بطور داوطلبانه اعانه راجمعاوری  نموده و معارف عصری را بنیان گذارد و چنین کردند و مکاتب پسرانه و دخترانه تأسیس شد.

–    درلویه جرگه ۲۹ فبروری سال ۱۹۲۳ که به اشتراک ۸۷۲ نماینده ملت درشهر جلال آباد دایر گردید، اولین قانون اساسی «نظام نامه اساسی» افغانستان در ۸۷ ماده به زبانهای پشتو و دری تصویب شد.

–    با معارف، دوستی ها فزون گردید و معارف انکشاف نمود حتا مردم پکتیا و خوست در آن زمان مبلغ قابل وصف را چون ۷۰۰ هزار افغانی اعانه به دولت دادند تا مکاتب را تأسیس نمایند.

در همین زمان در جنوب کشور گردیز- خوست، زرمت وچمکنی چارباب مکتب تأسیس شد و شاگردان شامل مکتب و مشغول تعلیم گردیدند.

در ولایات و مرکز نیز روحیه معارف دوستی موج میزد حتا در کابل و قندهار مکتب های اهل هنود هم تأسیس شد. بعداً مکتب مستورات ساخته شد و شاگردان «دختران» به مکتب می رفتند، بعداً پسران و دختران بخاطر تحصیلات عالی به خارج فرستاده شدند.

–    در ساحه مطبوعات نیزگامهای بلندی برداشته شد- ده ها روزنامه  جریده و مجله دولتی و آزاد نشرات می نمود وبرای زنان و دختران نیز ارشاد‏النسوان تاسیس شد.

در هر ولایت یک جریده موجود بود.

–      دربخش اقتصادی وصنایع وصادرات پیدا وار افغانی به مارکیت های جهان گامهای لازم برداشته شد.

–    دربخش عمرانی شهرهای جدید احداث و تأسیس شد و شهرکابل چند برابر توسعه یافت راه ها وسرکهای ولایات اعمار و در امتداد راه ها بخاطر آسایش مسافران هوتل ها ساخته شد.

–    خط تیلفون و تلگراف بین کابل و ولایات ایجاد شد و طبق یک قرار داد با یک کمپنی فرانسوی توافق بعمل آمد تا خط ریل را از طرف جنوب و شمال با کابل ارتباط دهد. مگر انگلیس در برابر این ریفورم ها مشکلات زیاد را ایجاد مینمود. مثال –درسال ۱۹۲۴ م عبدالکریم نام خود را فرزند پادشاه سابق یعقوب خان معرفی نموده و در خوست مردم را برضد حکومت تحریک نمود ولی مردم او را مجبور به فرار کردند.

سفر تاریخی امان الله خان:

درماه های اخیر سال ۱۹۲۷ فضای سیاسی کشور تاحدی مکدر شد و فساد اداری رایج گردید بعداً شاه نهضت طلب اراده نمود تا به خارج سفر نماید و برای کشور خود ازیورپ توشه یی داشته باشد تا کشورش چون دیگر ممالک درمسیر ترقی گام بردارد و مردم آسوده گردند. سفر شاه امان الله خان از دسامبر سال ۱۹۲۷ م آغاز و تاجولای سال ۱۹۲۸ دوام نمود. در جمع هیئت همراه ملکه ثریا وعده یی زنان نیز همراه او بودند پادشاه به کشور های هند، مصر ایتالیا  فرانسه، بلجیم، آلمان  انگلستان شوروی، ترکیه و ایران رفت. که درهر کشور با استقبال زیاد مواجه شد. انگلیس از پادشاه خواست تا به شوروی نرود  هر امتیازی که خواسته باشد دریغ نخواهد کرد، ولی امان الله خان قبول نکرد. در ترکیه با مصطفی کمال اتاترک و در ایران با پادشاه رضا شاه مذاکرات طولانی انجام داد. اتاترک به شاه مشوره داد تا اردوی خود را بسیار تقویه کند.

پادشاه امان الله خان در اثنای بازگشت فابریکه ها، سامان آلات صنعت برای افغانستان خریداری نمود. سامان آلات طبی و نظامی صدها ماشین وفابریکه را نیز  فرمایش داد.

ماخذ:

۱-    نگاهی مختصر به تاریخ معاصر افغانستان از اکادیمسن عطایی

۲- سفرهای غازی امان الله خان الدین پویلزایی.

ممکن است شما دوست داشته باشید