روزنامه ملی انیس

بهار مهر

آمـد بهار و بِشگفت دل هایی از محبت

برپاسـت هرکـجایی غوغایی از محبت

نـوروز ونـوبهارت ای دلـبرا مـبارک

درقـلب تـو شگفته گل هایی از محبت

تا می نهی قـدم بر دشـت دل غـمینم

سـبزوخـرم نمایی صحرایی از محبت

زان دیدگان سحـرت از هرنگاهِ مهرت

برسوی دل خـروشد دریایی از محبت

مـارا کـه از ازل شد مهرتو جا به سینه

بر دل نشیند هـردم سودایی از محبت

بامـن نمی گـشایی لب برسخن ولیکن

پـیداست درنـگاهت دنـیایی ازمحبت

راز نهانـی مـن دانـی زحـال زارم

درسینه مـی تـپد آه شیدایی از محبت

یارب بـه هم رسـانی عشاق پاک بازان

هرگـز کسی نبیند رسـوایی از محبت

ممکن است شما دوست داشته باشید