روزنامه ملی انیس

برای خلق هدف های تان لازم است که از توانایی های جسمی و فکری خویش استفاده نمائید

اگر شما متوجه شده باشید ، دریا از آب چشمه ها تشکیل شده است ، یعنی آب چندین چشمه در یک نقطه باهم یکجا می گردند و دریا را تشکیل می دهند . انسان هم در آغاز که دست به انجام کاری می زند ، می بیند که ابتدا تنها ست که گویا کسی را ندارد . اما بعد از این که اولین گام را برای انجام کاری برداشت و اولین پلۀ را پیمود یا بعبارۀ دیگر توانایی ها و ظرفیت خویش را چه از نظر فکری و چه از نظر جسمی بدیگران ظاهر ساخت ، در این صورت وی متوجه خواهد شد که دیگران هم تلاش می ورزند با وی همکار شده و با او دست و بازو دهند . شاید ، شما هم به این نکتۀ مهم پی برده باشید که هر فردی کاری را که انجام می دهد بدون همکار آن را نمی تواند انجام دهد ، چه آن کار مثبت باشد یا منفی . به همین خاطر است که در اکثراً قضایای جنایی اگر مجرم فرار کند پولیس شریک جرم را پیدا خواهد کرد و بعدا با کمک شریک جرم ، مجرم پیدا خواهد شد.  بنابر این ، افراد نظر به توانایی هایی که از نظر فکری و جسمی دارند ، در جهت دست یابی به اهداف خویش باهم تشریک مساعی می نمایند زیرا منافع مشترک آنها ، آنها را بگونۀ غیر مترقبۀ یکجا ساخته و آنها را در یک جاده و یک مسیر برای دست یابی به اهداف و منافع مشترک شان می کشاند . در امتداد این جاده و مسیر که منتهی به اهداف و منافع مشترک آنها می گردد ، آنها باهم آشنا می گردند . به این ترتیب آنها از قابلیت و توانایی های یکدیگر در جهت رسیدن به اهداف و منافع خویش ، استفاده نموده و سر انجام به اهداف خویش دست می یابند. بناءً افرادی که می خواهند برای خود اهدافی را تعیین کنند یا این که کاری را نظر به علاقه و میل خود کنند ، آنها نباید نا امید باشند بلکه باید کار خود را آغاز کنند و برای دست یابی به اهداف خویش سعی و تلاش نمایند در نتیجه خواهند توانست از عهدۀ انجام آن کار بخوبی بدر آیند یا به اهداف خویش دست یابند. زیرا افراد دیگری نیز اند که با آنها اهداف مشترک دارند و آنها را در راه دست یابی به چنین اهدافی کمک خواهند نمود .                                            

نا گفته نباید گذاشت که شنیدن قصه های زندگی دیگران یا افسانه های که ما در دورۀ طفولیت آن را از بزرگان می شنویم ، ما را در جهت دهی و مسیر دهی بسوی اهداف مان کمک می کند . بعبارۀ دیگر ؛ شنیدن قصه های سرگذشت بزرگان یا خواندن کتاب های داستان و رمان به ما انگیزه می دهد و ما را تحریک می کند که  تا ما تصمیم بگیریم که چگونه انسانی باشیم . ما بر اساس انتخاب الگو اهداف خویش را تعیین می کنیم و برای دست یابی به چنین اهدافی دست به انجام یک سلسله کارهای خورد و بزرگ می زنیم  و  سر انجام پس از گذشت زمان و تحمل رنج ها و تکالیف خواهیم توانست به اهداف خویش دست یابیم . این را نباید نا گفته گذاشت که انسان وقت که اولین گام را در جهت دست یابی به اهداف خویش مؤفقانه بر می دارد ، خیلی ها خوشحال شده  بیشتر مشوق می گردد تا گام بعدی را با اشتیاق تمام بردارد  ، بعد از برداشتن گام بعدی انسان به وجد
 می آید و چنان خوشحال می گردد که گویا تمام ثروت جهان به وی داده شده باشد. اما زمانی که انسان در برداشتن اولین گام در راستای دست یابی به اهداف خویش ناکام بماند ، در این صورت است که وی نا امید خواهد شد و همین ناامیدی و اضطراب سبب دلسردی وی می گردد و انسان را از راه رسیدن به اهدافش باز می دارد . در این صورت لازم است که انسان از دقت بیشتری کار گیرد و در برابر مشکلات مقاومت نموده به راه خویش ادامه دهد  در نتیجه وی خواهد توانست در برداشتن گام های بعدی به مؤفقیت های بزرگی دست یابد.                            این نکته را نباید فراموش کرد که برخی از عوامل مانند ؛شنیدن حرف های بهیوده یا کنایۀ دیگران می تواند انسان را از راه رسیدن به اهدافش باز دارد ، همین گونه شنیدن حرف های خوشایند و تشویق کننده می تواند به انسان کمک کند تا انسان به آسانی بتواند به اهداف خویش دست یابد. از این رو لازم است که انسان در موقع گام برداشتن در جهت دست یابی به اهداف خویش نباید به سخنان بیهوده و کنایه آمیز دیگران گوش دهد تا بتواند به اهداف خویش دست یابد. یعنی ؛ انسان باید حرف های را که از دیگران می شنود آن را تحلیل و تجزیه نموده بعداً واکنش نشان دهد.  در این صورت است که  وی خواهد توانست به اهداف خویش دست یابد. اگر ما در راه رسیدن به اهداف مان شکست
می خوریم ، این بدان معناست که ما راه رفتن را بلد نیستیم ، از این رو ما متوجه می شویم که در راه رسیدن به اهداف ما ن بسیاری خم و پیچ ها را   می پیمایم تا این که به مقصد می رسیم . یک چیز را نباید فراموش کرد که شاید ما در آغاز اجرای هر کاری چندان بلدیت با آن نداشته باشیم ، ممکن است که اشتباه هم کنیم ، ولی بعد از گذشت زمان  و پیشرفت کار ما خواهیم توانست آن کار را مرحله به مرحله و گام به گام به پیش بریم .

بعبارۀ دیگر می توان گفت که انسان بسیاری چیزها را در صحنۀ عمل می آموزد . همۀ این ها تجارب است که ما آن را در صحنۀ عمل یا در جریان کار می آموزیم . بناءً بسیاری ها قبل از شروع هر کاری با بزرگتر ها مشو ره می کنند و  برای فهمیدن مراحل مختلف اجرای کاری که آنها دارند یک سلسلۀ سؤالات را مطرح می سازند . در این صورت است که آنها خواهند توانست از اجرای آن کار مؤفقانه بدر آیند.

عبدالحلیم باخرد

ممکن است شما دوست داشته باشید