روزنامه ملی انیس

بحث جنگ وتوسل به زور درحقوق  بین الملل

پوهاند قدرت الله اعظمی

 بخش چهارم

بنابر این، قاعده منع توسل به زور در منشور ملل متحد هرنوع اقدام زورمدارانه و مداخله گرانه‌را در مناسبات بین المللی در بر می گیرد: جنگ، اقدامات مقابله مسلحانه، محاصره اقتصادی ویا هر شکل دیگری استفاده از تسلیحات. این قاعده در کلیه پیمانهای منطقه ای امنیتی، دفاعی مشترک شامل شده است تا همه کشور های عضو در راستای جنگ و تحریم آن بذل مساعی بدارند.

مقررات منشور ملل متحد، بهتر از میثاق جامعه ملل یا میثاق بریان کلوگ رعایت نشده و متأسفانه سازمان ملل متحد تا اکنون نتوانسته نقشه را که منشور آن در زمینه منع توسل به زور حفظ صلح به عهده اش نهاده شده ایفا کند.

در نتیجه سازمان قادر به جلوگیری از وقوع اشکال مختلف مخاصمات مسلحانه نبوده است. جنگ و تجاوز امریکا علیه افغانستان جنگ امریکا و متحدانش علیه کشور عراق، جنگ عراق علیه کویت، جنگ ویتنام، جنگ ایران و عراق و هم چنان مداخله مسلحانه اتحاد جماهیر شوروی (سابق) در چکسلواکیا(سابق) در سال ۱۹۶۸ یا در افغانستان در سال ۱۹۷۹، جنگ اعراب و اسرائیل و بالآخره جنگ اسرائیل علیه لبنان ۲۰۰۶ مقررات منشور ملل متحد را نادیده گرفته اند و در زمینه ایفا وظایف مجمع خود کوتاهی و تعلل نموده است.

گرچه عمومی سازمان ملل متحد از ابتدای تشکیل تا اکنون قطعنامه ها و اعلامیه های متعددی در مورد مسأله منع توسل به زور و تحریم جنگ صادر کرده است، از جمله مهمترین آنان عبارتند از:

  • قطعنامه های مورخ ۱۹۴۷ و ۱۹۵۰ در زمینه محکوم نمودن هرنوع تبلیغات جنگی،
  • قطعنامه های مورخ ۱۹۴۹ و ۱۹۶۶ در زمینه خود داری ملتها از هرنوع تهدید با توسل به زور برخلاف منشور و خود داری از هرنوع تهدید با اقدامی که به استقلال ملتها لطمه زند یا جنگ های داخلی را موجب گردد منجمله در کشور ما که از طرف خارجیان صورت گرفته اقدام عملی در رفع تهدیدات و توسل به زور اجرا نشده است که در نتیجه آلام و مصایب فراوان از این ناحیه که کشور ما در آتش جنگ خانمانسوز می سوزد و خونریزی قتل عام مردم بی دفاع ما جریان دارد .

 ملت ما خواهان صلح در بدل جنگ است اقدام عملی برای به میان آوردن و صلح و تحکیم وحدت توجه نداشته است عوامل جنگ و خونریزی کنونی کشور ما رابه صدسال عقب برگردانده است.

  • قطعنامه مورخ ۱۹۵۰ به عنوان«صلح از طریق عمل» که به موجب آن، دخالت کشور ها در امور داخلی همدیگر به منظور تغییر حکومت قانونی آنان با تهدید یا اعمال زور محکوم می نماید.
  • اعلامیه مورخ ۱۹۵۰ به عنوان «اعلامیه تحکیم پایه های امنیت بین المللی» شامل آن است.

نظام معاهدات بین المللی: بعضی از معاهدات بین المللی و تصمیمات و توافقات بین کشور ها نیز به مسأله عدم توسل به زور و تحریم جنگ پرداخته است از جمله:

  • پیمان تأسیس اتحادیه عرب مورخ ۲۲ مارچ ۱۹۴۵؛
  • پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) مورخ ۴ اپریل ۱۹۴۹ مواد ۵)،
  • پیمان وارسا مورخ ۱۴ می‌۱۹۵۵ دماده ۵).
  • عهدنامه وین در مورد حقوق معاهدات مورخ ۲۳ می‌۱۹۶۹ (ماده ۵۲) و اعلامیه های منظم به آن،
  • منشور یوگوتا مورخ ۱۹۴۸ (ماده ۲۰)،
  • منشور بوستوس ایرس مورخ ۱۹۶۷ (ماده ۲۰).

دراین بحث میتوان گفت که مجمع عمومی سازمان ملل در قطعنامه معروف به «اعلامیه مربوط به اصول حقوق بین المللی در زمینه روابط دوستانه همکاری میان کشور ها» جنگ تجاوز کارانه را به مثابه جنایت علیه صلح سراسری که از نظر حقوق بین الملل مستوجب مسئولیت است اعلام کرد هدف از جنگ تجاوز کارانه، جنگی است که ناقض معاهدات بین المللی در زمینه منع توسل به زور تلقی می گردد. بی عدالتی در زمینه مشاهده می شود.

تعریف کلی تجاوز و اعمال تجاوز کارانه: به اساس ماده (۱) قعطنامه، «تجاوز عبارت است از کار برد نیروی مسلح به وسیله یک کشور علیه حاکمیت
تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی کشور دیگر، کار برد آن از راههای مغایر با منشور ملل متحد به گونه که در این تعریف آمده است» این ماده اقتباسی از بند ۴ ماده (۲) منشور ملل متحد
است.

طبق ماده ۲ قطعنامه، «پیشی جستن یک کشور در کار برد نیروی مسلح مغایر با منشور، نشانه اولیه اقدامی تجاوز کرانه به شمار می آید. گرچه شورای امنیت طبق منشور می تواند نتیجه بگیرد که افزار وقوع تجاوز با توجه به دیگر شرایط مربوط، از جمله کافی نبودن شدت اقدامات به عمل آمده یا نتایج آن قابل توجیه نیست.»

 ادامه دارد

ممکن است شما دوست داشته باشید