روزنامه ملی انیس

اورنگ

ای کاهش که در روی جهان جنگ نمــی بود

تا نسل بشر خسته و دلتنگ نمـی بــود

آوارگــی و فتنه و بیداد گــری هــا

با تفرقه همساز و همآهنگ نمـی بــود

بازار جهان کاش پر از زنگ صــداقت

می بود و دگــر حیله ونیرنـگ نمی بود

آزادگـی و عــزت و ایــثار مــروت

دور از خــط شایسته فـرهنگ نمی بود

آنرا که بــدوی همت والاقــد سروش

در پای دُونان بهر دونـان چنگ نمی بود

صد حلقه تسبیح بــکـف واعظ مــکار

می بود ولی نوکرافرنگ نمــی بــود

گفتارش وکردارش و انـدیشه اش ایکاش

افتاده زهم یک دوسه فــرسنگ نمی بود

تا ملت خوابیده مــا بــا همه اجــلال

در بند اجانــب سبب ننگ نمــی بـود

گــر ارزش هــرسنگ به اندازه زر بود

هـر کهنه خــزف طالب ارژنگ نمی بود

معیار رتب بـودی اگــر فهم و درایــت

هر خار وخسی بــرسر اورنـگ نمی بود

شادی همه جــابودی و دلها همه خرسند

این شیشه نـازک هــدف سنگ نمی بود

این واژه بود و رد زبان مــن (پــژمان)

ای کاش که در روی جهان جنگ نمی بود

ممکن است شما دوست داشته باشید