روزنامه ملی انیس

اهل قلم کسانی اند که می توانند میان مردم جامعه ومردم جهان  تفاهم ایجاد کنند

انیس سردسته وپیشاهنگ نشریه های آزاد کشور ما ونخستین تمثیل کننده آزادی بیان درین سرزمین است. مدیرمسئول آن بدون هیچ نوع وابستگی ازمیان توده های مردم برخاست وبااندوخته های ازطبع وطباعت درعالم مطبوعات گام گذاشت وتامرگ خود هم این وظیفه راشریفانه دنبال کرد. انیس روزی که به عالم وجود آمدن داشـت و فریضۀ خدمت را به جامعه درک کرد. غرض یگانه که داشت عرضه خدمات علمی، قانونی روحی و ادبی به عموم هموطنان عرضه نماید. با انتشـار نخسـتین شـمارۀ انیس،  توضیح مرام و اهداف نشـراتی آن از یک سو کفایت و احاطۀ نگارندۀ آن در مسـلک ژورنالیزم آشـکار گردید و از جانبی اولین قدم در راه ایجاد روزنامه نگاری به مفهوم واقعی آن در افغانسـتان گذاشـته شد. جریده یی که در جامعۀ نو بنیاد عصر امیرامان الله خان التفات به آزادی افکار و خواسـت های مردم را از یکطرف و بیداری شـعور سـیاسی در جامعه را از جانب دیگر منعکس می سـاخت. بایدیادآورشد نخستین شخصی که در کشور ما به گونۀ جامع، برای بنای نظام مبتنی بر دموکراسی به روشنگری و تدریس پرداخت، شادروان محی‌الدین انیس بود. او بیش از هرکسی به ضرورت روشنگری و آشناسازی قشری که باید وظایف ساختمان چنان نظام قانونمند را به دست می گرفتند، آگاه بود. باور انیس که از ضرورت رویکرد به نظام قانونمند ناشی می شد، قانون و ابعاد آن را معرفی می کرد. در همین راستا از نیازهایی چون بهره مندی از مجلس شورا، وکلا و انتخابات، سخن های توضیحی و بسیار مورد نیاز جامعه را می آورد. آن همه معلومات ارشادی را همزمان با تأکید بر گسست از بدنۀ نهادهای استبدادی یا آنچه خود با عنوان حکومت دستوری آورده است، برای پرورش و آگاه سازی دست اندرکاران آن روز و نسل جوان می نوشت. آنچه از قلم وی در بقیه اجزا در زمینۀ فوق تراویده است، درتاریخ کشور ما بی همتا و منحصر به فرد است. او در بارۀ آزادی قلم، فضیلت انتقاد، سواد آموزی، حقوق ملت، آزادی فردی، منور کردن افکار مردم و… سخن ها دارد. می شود گفت که انیس در واقع کسی بود که صدای دانش آموخته ترقی جو و نوآور را به ویژه برای آماده شدن جامعه به پذیرش و فراگیری فرهنگی که برای انتخابات حیثیت آب حیاتی را دارا بود، نمایندگی نمود. او زمانی بهتر قابل درک می باشد که همسویی با برنامه های اصلاحی را با داشتن موضع انتقادی اش در نظر بگیریم. او علاوه براینکه با کاروان عمومی تحرکات مثبت وسالم،  همسویی داشت، از گذاشتن انگشت انتقاد بر نارسایی ها،  کجروی ها،  ظلم و ستم کارمندان دولتی بر مردم خودداری نکرده بود. تبارز کمبودها ملاحظه کجروی ها، مشاهده مظالم، رشوه ستانی ها و انواع بیعدالتی ها، عناصر آزاد و نشریات وفادار به بیان حقایق را ملزم می ساخت که همه را ابراز بدارند؛ و اگر چنین نمی بود،  در آن هنگام « انیس » نیز این عنصر مهم و سالم را در خود نمیداشت؛ به بلی گویی حقیر و چشم بسته یی می ماند که امروز چه به صورت احترام و صحه گذاری فعالیت های او چه در صورت تفنن و مد روز، حتی قلمزنان لفاظ از او یادی نمی کردند. در جامعه یی که شمارۀ بیسوادان آن،  دربالاترین در صد قرار داشت و بسیاری از سواد آموخته گان نیز بهره یی جز اندک خواندن و نوشتن نداشتند  در کنار رسوم قدیم و خرافات  انواع محدودیت های فرهنگ ستیزانه دیگری جامعه را آزار می داد ؛ دشواری کار نویسندگان آزاد و فرهیخته و سرنوشت زندگی شان را بهتر میتوان دریافت. زندگی محی الدین خان انیس‏ آیینه یی است  که در ان چهرۀ بسیاری از فرهنگیان وقلمزنان عرصۀ ادبیات ‏تفکر و ترقی خواهی رامی توان دریافت. ‏غلام محی الدین انیس با توجه به زمینه های مساعد و جذاب درون کشوری در دوران امانی در کنار کاروان پر تحرک و هنگامه ساز قرار گرفت. ‏نخستین جریدۀ آزاد غیر دولتی را با مبانی بهره مند از اساسات روزنامه ‏نگاری عصری آن دوران بنیاد نهاد. انیس با مشغولیت ها و خدمات ارجمند در پرورش اذهان و افکار انتقادی به نسلی خدمت کرده است. او در این عرصه جان و زندگی خانوادگی را به ‏ودیعه گذاشت. ‏اینک که کاروان رهپوه و داغدار در تداوم کار و قدم گذاری به هر سو نگاه می کند، نام انیس الهام بخش آن است. خورشید جریان شب ستیز، در ظلمت زده ترین اوراق دورانها، چه در درون جامعه  آنجا که مرگ وشهادت و سختکوشی احترام برانگیز به بدرقه نشسته بود و چه در دیار غربت و دوری از وطن، محتاج درس گیری از انیس وچهره هایی است که درراه روشنگری زحمات زیادی کشیده اند. محی الدین انیس بیش از هرکسی به ضرورت روشنگری و آشناسازی قشری که باید وظایف ساختمان چنان نظام قانونمند را به دست می گرفتند آگاه بود. ‏زمان انتقادی « انیس » همزمانی با برنامه ها‎ی اصلاحی و انکشافی دولت را ‏تکمیل می کرد. به ویژه که در دستگاه دولتی، مظاهر بیروکراتیک، بیعدالتی، رشوه ستانی رو به گسترش نهاده و موجبات نارضایتی را فراهم اورده بود، داشتن ‏چنین موضعی،  گرفتن جانب مردم ناراضی و مخالف را الزام میکرد. نوشتن،نقدکردن وافشای مظاهر فریبنده بخصوص در کشور های عقبمانده چون افغانستان که زیر لحاف خرافات و رسوم قدیم می خوابند، جنگ واقعی و تن به تن است. بدین ترتیب انیس به هم مسلکان خود می آموزاندکه رسالت یک روزنامه نگاردرقبال مسایل ملی وواقعات اجتماعی رسانیدن خبر وپیام ازوقوع حوادث ورویدادها به گونه دقیق وبدون جانبداری مستند وبدون تحریف است. مهم ترین وظیفه یک نویسنده آن است که به خواننده درروشنگری مسایل کمک نماید.فاکت های درهم آمیخته ومسایل پیچ درپیچ رابه صورت دقیق تشریح نماید. حقایق راتفسیر وتوضیح نماید که مسایل درکجاتحریف شده علت یابی نماید. بتواند چشم اندازی برای فردا درذهن خواننده بگشاید. اما امروز متأسفانه اکثریت دست اندرکاران بخش رسانه ها ازلحاظ دانش،تحریر، تقریرو بیان این توانمندی راندارند. آن اقلیت معدودی که به توانمندی نوشتاری دست یافته اند،  به مشکل دیگری گرفتاراند که آن مغلق نویسی است. تعداد انگشت شماری که حرفی برای گفتن دارند سخن شان چنان درهاله تفکر عمیق علمی وفلسفی پیچیده شده که برای خوانش مضمون آنها حتا باسواداین ملک هم فرهنگ لغاتی باید کناردست داشته باشد. نویسنده ویا ژورنالیست زمانی به جمع آوری وقایع ورویدادهایی که درکشور وجهان اتفاق می‎افتدوآن راتفسیر می نمایدکه درحیات مردم، سیاست کشور، منافع اقتصادی جامعه اش وبالآخره دربرومندی فرهنگ ملی اش به گونه یی تاثیر دارد می‏پردازد. کاروآثاراهل قلم نباید همانند سایر مشاغل، داد و ستد باشد. درحالی که یکی می خرد وآن دیگر به برنده مناقصه می فروشد. به گونه یی که منافع تجارتی برارزش های اخلاقی چربیده این مسئولیت پاکیزه مورد معامله قرارمی گیرد. ژورنالیستان و نویسندگان جوان ما بایست در قلم زنی ونوشتار خود با امانت داری دروظیفه، مصالح علیای کشور را مطمع نظر گیرند وبه نفع دموکراسی، صلح، ترقی وقانونیت حرفه شان را درخدمت مردم قراردهند. نویسندگی و وقایع نگاری به خاطر آگاه سازی مردم از جریانات زندگی ملی ازاساسی ترین نیازمندی زمان است. موجودیت نویسندگان و ژورنالیستان را به مثابه گزارشگر، ویراستار وناشر اخبارواطلاعات ؛ وازطرفی به منزله مفسرواقعی وقایع درکشوروجهان بالآخره به حیث مردان سیاست وآگاه ازمسایل سیاسی کشورباید پنداشت. اهل قلم کسانی هستند که می توانند میان مردم، جامعه و کشور خود ومردم جهان تفاهم ایجاد کنند. حقایق واطلاعاتی راکشف وگرد آورند که زمینه های زیست مسالمت آمیز مردمش ومردم جهان رافراهم آورد. به زدودن آنچه موجب جنگ وهلاکت رابه بارمی آورد، اقدام می کنند. آری! این کاررا یک نویسنده وقتی می تواند انجام دهد که صاحب اندیشه انسانی ملی گراووطندوست آزاداندیش،  متفکر،  مترقی، فردحساس، صادق وامانت دارباشد.

ن-  فروتن

ممکن است شما دوست داشته باشید