روزنامه ملی انیس

انتخابات و مشارکت سیاسی مردم

دموکراسی یکی از مهمترین و بهترین نظام های سیاسی است که بشر تا اکنون تجربه کرده است. واژه دموکراسی از اصطلاح یونانی دموکراتیا ریشه گرفته است، که از دو قسمت دموس(مردم) و کراتوس (حکومت) تشکیل شده و اساساً به معنای نظام سیاسی است که در آن مردم حکومت می کنند . دموکراسی نظامی است که مشروعیت حاکمان و منشاء اقتدارآنان مردم می باشد. بنابراین در دموکراسی ها کرامت انسانی و ارزشهای انسانی مهم و اساسی است.

امروزه نظام اکثر کشورهای جهان دموکراسی می باشد و نظام سیاسی افغانستان نیز مبتنی بر دموکراسی و پلورالیزیم سیاسی است به این معنی که قدرت دولت ناشی از مردم بوده و مشروعیت قدرت به مردم واگذار شده و حاکمیت ملت در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است.

پذیرش حاکمیت مردم در مقدمه قانون اساسی و در مواد مختلف قانون به صراحت بیان شده است. مثلاً در مقدمه قانون اساسی آمده است که نظام سیاسی افغانستان مبتنی بر دموکراسی و رأی مردم می باشد. یا در ماده چهار قانون اساسی آمده است که “حاکمیت ملی در افغانستان به ملت تعلق دارد که به طور مستقیم یا توسط نمایندگان خود آن را اعمال می کند”.بررسی دموکراتیک بودن نظام سیاسی افغانستان را می توان از مواد مختلف قانون اساسی فهمید.

امروزه اعمال حاکمیت به طور مستقیم از طرف مردم ممکن نیست. زیرا هم میزان جمعیت افزایش یافته و وسعت سرزمین و همچنین تصمیم گیری ها امروزه بیشتر تخصصی شده است به این دلایل دیگر اعمال حاکمیت به طور مستقیم ممکن نیست. بنابراین مردم به طور غیر مستقیم در اعمال حاکمیت نقش بازی می‎کند.

مردم باید در انتخابات شرکت نموده و با انتخاب نماینده در فرایند تصمیم گیری و اعمال آن نقش داشته باشند. مشارکت سیاسی چیزی است که شهروندان به آسانی آن را بدست نیاورده است و بنابراین از اهمیت اساسی برخوردار است. تجربه کشور های اروپایی و امریکا از مشارکت سیاسی شهروندان متفاوت بوده است.

مشارکت سیاسی در افغانستان اما یک پدیده و رویداد جدید می باشد. از آنجایی که مشارکت سیاسی به نظام و اعمال آن مشروعیت می بخشد لذا از اهمیت اساسی برخوردار است. بدون مشارکت سیاسی مردم، نظام، چهره و وجهه دموکراتیک خود را از دست خواهند داد.

به همین خاطر ما برای تحکیم دموکراسی نیازمند این مسئله هستیم که مشارکت سیاسی مردم در انتخابات نیز تحکیم گردد. برای اینکه چطوری مشارکت سیاسی را تحکیم بخشیده و آن را افزایش دهیم نیازمند درک این مسئله هسیتم که مشارکت سیاسی برای همه شهروندان چیزی نبوده است که به آسانی بدست آمده باشد بلکه با مبارزات سیاسی و گاهی با مبارزات خونین بدست آمده است.

برای شهروندان افغانستان که امروزه این حق (رأی دهی و رأی گیری) فراهم شده است بنابراین بر شهروندان افغانستان است که از این حق خود دفاع نمایند. این حق با مشارکت سیاسی در انتخابات و … ممکن می گردد. مشارکت مردم در سیاست به هر شکل معناداری برای تحقق دموکراسی لازم است، هر چند کافی نیست.

ساده ترین شکل مشارکت سیاسی رأی دادن شهروندان به احزاب، افراد و سیاست هاست. اشکال دیگر مشارکت سیاسی عبارت اند از مبارزات انتخاباتی، اعمال نفوذ بر سیاستمداران، تشکیل گروه های نفوذ و احزاب سیاسی و غیره. مشارکت از طریق حق رأی از اواخر قرن نوزدهم در غرب گسترش یافت.

در آغاز در امریکا حق رأی محدود به مالکان، مردان و سفید پوستان بود.

در بیشتر کشور های اروپایی مشارکت سیاسی و حق رأی پس از انقلابات سال ۱۸۴۸ گسترش یافت. در اغلب آن کشور ها حق رأی عمومی در نخستین دهه های قرن بیستم اعطا شد. با این حال حق رأی زنان در اغلب کشور ها دیرتر تحصیل شد.

در انگلستان در ۱۹۷۸، در آمریکا در ۱۹۲۰، در فرانسه در ۱۹۴۶، و در سوئیس در ۱۹۷۱ زنان حق رأی پیدا کردند. در امریکا نیمی از جمعیت سیاه پوست تا سال ۱۹۴۵ نمی توانستند از حق قانونی خود در رأی دادن استفاده کنند . مشارکت سیاسی به عنوان حق شهرواندان در کشور های مختلف به صورت متفاوت از دولت گرفته شده است.

مردم افغانستان تا دوران کنونی هیچ وقت به عنوان شهروند محسوب نمی شدند. به همین خاطر از هیچ گونه حقی برخوردار نبودند. از زمان شکل گیری افغانستان به عنوان یک کشور در سال ۱۷۴۷ تا سال ۲۰۰۴ مردم افغانستان به عنوان شهروندی که حق مشارکت سیاسی را داشته باشند وجود نداشت. اگر چه قوانین اساسی شکل گرفت اما در آن قوانین مردم از حق مشارکت سیاسی محروم شده بودند.

در قانون اساسی فعلی مشارکت سیاسی مردم یک اصل دانسته شده است. زیرا نظام سیاسی ما مبتنی بر دموکراسی می باشد و دموکراسی بدون مشارکت سیاسی مردم معنی ندارد. حال که مشارکت سیاسی به مردم داده شده است و مردم می توانند از طریق آن نمایندگان خود را جهت اعمال حاکمیت انتخاب نمایند باید آگاهی مردم و باور مردم نسبت به دموکراسی، انتخابات و مشارکت سیاسی بیشتر گردد.

مردم از تأثیر گذاری خود آنچنان که باید، آگاهی ندارد. آگاهی دهی به مردم

 نسبت به دموکراسی، انتخابات و مشارکت سیاسی باعث می شود که مشارکت سیاسی مردم بالا رفته و مشروعیت نظام سیاسی افزایش یابد. آگاهی مردم نسبت به دموکراسی و سازکار های آن باعث می شود که دموکراسی به عنوان یک نظام سیاسی که خود مردم در آن نقش بازی می کند تحکیم گردد.

نخبگان و سیاستمداران دیگر نتواند بدون مشارکت سیاسی مردم دست به اعمال حاکمیت بزند. از طرفی مشارکت سیاسی بالای مردم باعث می شود که نظام سیاسی مشروعیت بالا داشته باشد. این مشروعیت دولت را به عنوان یک نهاد قدرتمند قادر می سازد که برنامه های خود را اقتدارانه اعمال نماید.

بناءً اکنون که قرار است روند انتخابات را پروسه صلح تحت تأثیر قرار دهد، بایست شهروندان کشور به رشد انتخابات و صلح متمم یکیدگر اند و اگر پروسه صلح پیش از ماه میزان جنبه عملی بگیرد خوب و اگر به منصه اجرا قرار نگیرد، بهتر است، انتخابات ریاست جمهوری برگزار گردد و رئیس جمهور منتخب بتواند با مشوره با اقشار مختلف جامعه روند صلح را به پیش ببرد.

بناءً بر می گردیم به اصل مبحث آن هم اینکه بخش از جمعیت کشور را زنان تشکیل میدهد که ممکن امروز نیز از حق مشارکت سیاسی محروم باشند. زنان از چند جهت از این حق شان محروم می گردد. اول اینکه بعضی شان نسبت به دموکراسی، انتخابات و مشارکت سیاسی و فرایند رأی دهی آگاهی ندارد و دوم اینکه ساختار جامعه ما یک ساختار مردسالار است که به آنها اجازه مشارکت سیاسی فعال را نمی دهد.

دولت برای بالا بردن مشارکت در انتخابات باید آگاهی مردم را بالا ببرد تا از این طریق مشارکت سیاسی تامین گشته و دموکراسی تحکیم گردد. اولین کاری که دولت می کند این است که انتخابات را برگذار نماید. مردم با شرکت در انتخابات تجربه عملی رأی دادن را تجربه نموده و با این کار بر اگاهی سیاسی خود می افزاید.

دوم دولت باید از دوره مکتب آگاهی دهی را شروع نماید. دوره لیسه بهترین دوران جهت آگاهی دهی سیاسی می باشد. دولت می تواند با گنجاندن مسائلی از قبیل دموکراسی، انتخابات و مشارکت سیاسی در کتاب های درسی آگاهی جوانان را بالا برده و جوانان را برای مشارکت در آینده آماده نماید. دولت در کنار آن می تواند از طریق رسانه های چاپی و تصویری مردم را از انتخابات و مشارکت سیاسی آگاه سازد.

ممکن است شما دوست داشته باشید