روزنامه ملی انیس

افغانستان چگونه استقلال خود را به دست آورد؟

پیش از استقلال افغانستان :

نخستین تجاوز بریتانیای کبیر برافغانستان :

استعمارگران بریتانوی از راه هند بریتانوی در آغاز سال ۱۸۹۳ میلادی افغانستان را مورد تاخت وتاز خود قرار دادند وشاه شجاع شاه دست نشانده خود را بار نخست در قندهار وبعداً در کابل بر اورنگ فرمانروایی نصب کردند.

ملت مسلمان وقهرمان افغانستان که به آزادی خود عشق
می ورزید و در طول تاریخ با هر قدرت متجاوز ولو نیروی عظیم هم داشته مقابله کرده اینبار درمقابل انگلستان نیز آرام ننشست قیام های محلی بتاریخ دوم نوامبر ۱۸۴۱میلادی شکل قیام عمومی وملی را به خود گرفته و در طول دو ماه مبارزان ملی تحت زعامت مخلص ومدبر وخودی توانستند انگلیسهارا با شکست افتضاح آمیزی روبرو سازند و لشکر هفده هزار نفری آن با تمام ساز وبرگ نظامیش در بین راه کابل _ ننگرهار به دست مردم دلیر کشورسر به نیست شد

تجاوز دومین دولت انگلیس و مبارزه مردم افغانستان

جنگ دوم انگلیس وافغان دنباله همان جنگ اول انگلیس وافغان است که فقط با یک متارکه ۳۵ ساله از هم جدا میشوند زیرا علت جنگ ( سیاست پیش روی استعمار انگلیس در آسیای وسطی )تغییر نکرده بود منتهی وسایل جنگ بنفع انگلیس وضرر افغانستان تغییر یافته بود ” .

دولت انگلیس در جنگ دوم افغان وانگلیس عملاً متیقن شد که تسخیرو حفظ افغانستان باقوه نا ممکن است ، پس در عوض ماشین نظامی ، دستگاه دیپلوماسی برتانیه در افغانستان بکار افتاد . زیرا در رزم نظامی طرف برتانیه ملت افغانستان بود وبرتانیه برآن غلبه نمیتوانست
در حالیکه در رزم سیاسی مقابل برتانیه یک فرد یعنی پادشاه مملکت قرار میگرفت و غلبه بر او آسان بود
.

چنانکه در جنگ دوم سپاه انگلیس طی یک سال وهفت ماه درجنگهای خوست ، خیبر گرشک ، قندهار ، قلات ، غزنه  کابل ومیوند مغلوب گردید و اینک قوای او در کابل تحت خطر استیصال قرار داشت . دراین مدت انگلیسها تلاش میکردند که قبل از رسیدن زمستان سپاه خود را زنده سر از افغانستان به هندوستان برسانند . در چنین وقتی امیر عبدالرحمن خان با صد هزار مرد مسلح ومبارز نزدیک قشون انگلیس رسیده و آواز انتقام در سرتاسر افغانستان بلند بود . معهذا دیپلوماسی برتانیه توانست از شکست خود هم مانند زمان فتح استفاده نماید ، چنانچه در جنگ اول انگلیس و افغان این عمل را موفقانه انجام داده بود

در هرحال امیر عبدالرحمن خان طبق درخواست کتبی انگلیسها , عم خود سردار
محمد یوسف خان را با جنرال کتال خان ، قاضی عبدالرحمن خان  سید امیرالدین خان ونایب احمدامین خان بیات از چاریکار در شیرپور فرستاد تا درمجلس نظامی انگلیسی در ۲۲ جولای ۱۸۸۰ شرکت نمودند
.

سردار در صدر مجلس قرار گرفت در حالیکه سردار
ولی محمد خان لاتی در کناری نشسته بود . این مجلس از افسران نظامی و نمایندگان سیاسی پربود  جنرال ستوارت وجنرال رابرتس هریک نطق هایی در انگلیس نمودند که در دری وپشتو بواسطه گریفن ترجمه شد. در این نطق ها سلطنت
امیر عبدالرحمن خان را از طرف دولت انگلیس تبریک گفتند ودم از دوستی کذایی برتانیه با افغانستان زدند . سردار محمد‌یوسف خان مختصراً گفت که‌ملت افغانستان قبلاً امیرعبدالرحمن خان را به پادشاهی کشور انتخاب کردند و دیگری منتی بر او نیست. با اینکه دولت انگلیس این سلطنت را به رسمیت شناخته است تشکر
.

انگلیسها بعد از این مجلس رجعت خود را به هندوستان اعلان نمودند و امیر عبدالرحمن خان از چاریکار به استقامت کابل به حرکت افتاد . دراین وقت تمام رهبران وقشون داوطلب ملی در معیت امیر حرکت میکرد

البته افغانستان هم در طی جنگ های اول ودوم انگلیس خساره زیاد برداشت . اراضی قیمت دار وراه های مهم نظامی ودریایی او در شرق و جنوب از دست رفت و استقلال سیاسی کشور در خطر افتاد . زراعت وصناعت ، تجارت وپیشه وری کشور صدمه برداشت وسیاست درهای بسته ، در برابر تکامل و تحولات اجتماعی افغانستان هشتاد سال دیگر سد سدیدی کشیده داشت . این خود از بزرگترین عامل ّپسماندگی افغانستان از دنیای معاصر او گردید . یعنی باختم جنگ دوم انگلیس وافغان ، مبارزه نظامی انگلیس از بین رفت نه مبارزه سیاسی او، در حالیکه مبارزه سیاسی انگلیس بمراتب خطرناکتر از مبارزه نظامی او برای افغانستان تمام شد

با آغاز نخستین جنگ جهانی در جهان و منطقه تغییرات ژرفی بوجود آمد ، در مقابل استعمار انگلیس جبهه های قوی بوجود آمدند . با اعلان بیطرفی افغانستان در این جنگ حکومت موقت آزادیخواهان هند در کابل تشکیل شد ، در روسیه انقلاب کمونیستی رژیم تزاری را سرنگون ساخت ، در ایران جنبش مشروطیت باقوت وحدت خویش ظهور کرده بود .

در افغانستان نیز مشروطیت دوم به تدریج با اهداف روشن
جدی وانقلابی در عرصه سیاست کشور جولان داشت ودر نتیجه آن روشنفکران افغانستان مؤفق شدند به اهداف خود نزدیک گردند و سر انجام بتاریخ
۲۰ فبروری ۱۹۱۹ در کله گوش لغمان گوشهای امیر مستبد وعیاش وقت را که از شنیدن این همه هیاهوی  ملی وجهانی کر بودند به زور تفنگچه باز نمایند و کله ومغز کوچک و سیاهش را پاش پاش نمایند . کسی راکه مغز های روشنفکران کشور را توسط گلوله های تفنگچه و توپ پاشان کرده بود .

استرداد استقلال افغانستان و سومین جنگ انگلیس وافغانستان

بلی ! با قتل شاه تحت الحمایه  عیاش ومستبد مشروطه خواهان به اهداف خود رسیدند و درکشور تهداب حکومت قانونی مستقل ومشروطه گذاشته شد .

واقعه قتل شاه عیاش ومستبد بدست مشروطه خواهان ،

برای برادرش سردار نصرالله خان واقعه عادی تلقی شد وبه بهانه اینکه تا شاه نو تعیین نگردد دفن جنازه شاه روا نیست ، از اراکین موجود دولت در جلال آباد برای خود بیعت گرفت وخود را شاه اعلان کرد وانگلیسها را اطمینان داد که در روابط خویش از مشی برادرش پیروی خواهد کرد اما مشروطه خواهان که برای نیل به منافع ملی این اقدام را کرده بودند ، به زودی فعال گردیدند .از واقعه شهزاده امان الله خان را مطلع ساختند ، وی که عملاً بر پایتخت قابض ووکیل شاه بود ( و نقشه قتل شاه هم عمدا در چنین یک فرصت مناسب طرح شده بود ) از بیعت با عمش سر باز زد ووی را در واقعه قتل پدر خویش متهم نمود و با بهره جستن از فرصت مساعد تمام عساکر، مامورین و مردم کابل را در مسجد بزرگ عید گاه گرد آورد وخبر قتل پدرش را با اندوه و تأسف فراوان به اطلاع آنها رسانید ، و از بی تفاوتی عمش سردار نصرالله خان وبرادرش سردار عنایت‌الله خان که امر تحقیق واقعه راصادر نکرده بودند پرده برداشت ومتعاقب آن حکومت خود را اعلان کردودر حالیکه دریشی سفر بری به تن داشت طی بیانیه موثری اظهار کرد :

ملت عزیز من !

من این لباس سربازی را از بدن بیرون نکنم تا که لباس استقلال را برای مادر وطن تهیه نسازم. من این شمشیر را در غلاف نکنم تا که غاصبان حقوق ملتم‌را به جای خودشان نه نشانم.

ای ملت عزیز وای سربازان فدا کار من !

بیاورید آخرین هستی خود را برای نجات وطن ، بیایید تاکه سرهای پر غیرت خود را برای خلاصی وطن فدا سازیم !”

همین اعلان آغاز اهداف مشروطیت نیز بود وهمان بود که مشروطه خواهان پیش آهنگ گان استرداد استقلال کشور گردیدند .

 انگلیس‌ها از قبول استقلال افغانستان انکار کردند اما حکومت مستقل افغانستان برای حفظ استقلال خویش هم دست به شمشیر برد و هم تدبیرپیشه کرد ، جنگ آزادی در سرحدات شرقی ، جنوبی وجنوب غربی کشوربا انگلیس‌ها آغاز گردید وبرای به رسمیت شناختن افغانستان شاه هیئتی را به ریاست محمد ولی خان به اروپا گسیل داشت وبا بهره جستن همزمان از فشار نظامی و تدبیر سیاسی بنیاد استقلال کشور را استحکام بخشید.

با کشورهای آزاد جهان روابط مساوی برقرار کرد ، سیستم برده داری را که امیر‌عبدالرحمن خان بوجود آورده بود ، لغو کرد ،رگه های معارف را در تمام کشور گسترش داد ، مشعل‌های مطبوعات را در مرکز وولایات کشور روشن کرد ، برای تصویب قوانین اساسی و اتخاذ تصامیم ملی لویه جرگه ها را دایر کرد، شورای دولتی را تاسیس وبرای تاسیس‌شورای ملی اقدام کرد کابینه وتقسیم کار رابوجو آورد ، ارمغان جدید تمدن را به کشور وارد کرد وبرای تعلیمات عالی پسران ودختران‌را به خارج فرستاد قانون اساسی را نافذ و در حدود هفتاد قانون ونظامنامه فرعی‌را طرح و تصویب و نافذ کرد وبدین ترتیب خواست های مشروطیت اول ودوم را در کشور به منصه تطبیق گذاشت .

حال ما نیز صدمین سالگرد استرداد استقلال افغانستان راگرامی میداریم .

نوید

ممکن است شما دوست داشته باشید