روزنامه ملی انیس

اسلام ود موکراسی

صبغت الله محمدی

بخش دوم 

 امت محمد علیه السلام سپرده شد تا این دین تضمین شده را تا پایان عمرشان جامه عمل بپوشانند واززیادتی و کمی درآن بپرهیزند.

به هر حال جا دارد معنی اسلام از لحاظ لغوی واصطلاحی تعریف شود:

اسلام که از مصدر (سلم ) گرفته شده است در لغت به معنی ( انقیاد، تسلیم، اسارت، اسیر، سلام ودرود ) استعمال شده است. (قیم، عبد النبی ۱۳۸۷: ۳-۴)

اسلام در دو معنی عام وخاص بکاررفته است. که به طور مختصر میتوان گفت: معنی عام: « اسلام در معنای عامش به تمامی ادیان آسمانی که در بر گیرنده اطاعت وفرمانبرداری نسبت به آنچه از طرف الله(ج) آمده است اطلاق میشود.» ( البینانوننی محمد ابوالفتح، ۱۳۸۷: ۱۸۲)

معنی خاص: « هر آنچه حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم از طرف الله(ج) آورده است آن اسلام گفته میشود.»( البینانوننی محمد ابوالفتح، ۱۳۸۷: ۱۸۲)

قرضاوی اسلام را چنین تعریف نموده است . اسلام دینی است که خداوند(ج) آخرین پیامبرخود را برای ابلاغ آن برانگیخته وآخرین کتابش قرآن را برای بیان وتشریح آن فرستاده است .قرضاوی ، الدین والسیاسه تهران : نشراحسان ، چاپ مهارت ، نوبت چاپ اول ،سال چاپ ، ۱۳۹۴

درمجموع اسلام عبارت است ازمجموعه قوانین که پیامبر(ص) درخلال بیست وسه سال برای امتش به میراث گذاشته ودرپایان عمرش به چنگ زدن به آن توصیه نموده که همانا کتاب الله(ج) وسنت پیامبرصلی الله علیه وسلم است که هرکس به این دو چیزچنگ زند هرگز گمراه نمی شود.

راجع به سوال اول باید گفت که الگوی سیاسی اسلام عبارت است ازحکومت خلفای راشدین که میتواند الگوی خوبی برای یک زمام دار وخلیفه وامام مسلمین باشد چون آنها درطرز حکمرانی خود بیشتر به صلاح دین ودنیای مردم می اندیشیدند نه به فکرجمع مال وثروت بودند ونه بفکر میراثی ساختن حکومت بودند . فقط هدفشان رضای الله(ج)  وسالم بیرون شدن ازمسؤلیت که بدوش آنها افتیده بود . چنانچه درباره خلیفه دوم اسلام آمده است که میگفت کاشکی هرچی دراسلام انجام داده ام مساویانه حساب شود راضی هستم با وجودی که درعدالت سرفهرست عادلان است . ونیز خلیفه چهارم اسلام علی ابن ابی طالب رضی الله عنه میگفت .

ای دنیا غیرازعلی دیگران را بفریب چون تورا طلاق سه گانه داده ام که رجوعم بسوی تو ممکن نیست .سپس میفرمود آه سفری خیلی طولانی درپیش داریم وتوشه را ه مان کم است .

ودرمیان خلفای بعدی هم تعدادی بودند که تلاش کردند که منهج ایشان را تعقیب کنند ولی بعضی ها موفق شدند تا حدی وبعضی ها لغزیدند  ودرکل کسانیکه مسیر خلفای راشدین را پیمودند توانستند یک سلسله کارهایی را برای اسلام ومسلمین انجام بدهند . ازمیان امویها عمرابن عبدالعزیز رحمه‎الله که با اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وسلم خیلی محبت داشت وازقاتلان حسین بن علی اعلان براءت میکرد وبعضی خلفای بنی العباس هم درطرز حکومت داری شان روشهای خوبی داشتند که رعیت وتهی دستانشان میتوانستند نفس راحت بکشند .

همینکه ازاسلام صحبت میکنیم دیگرنظامهای دنیا به حاشیه میرود چون درطول تاریخ سیاسی خود طبق خواستها وامیال اساس گذاران وحامیانش هرنوع تغییرات وتعدیلات لازم اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی ، اخلاقی  فرهنگی ، ومدنی را متحمل گردیدند.

اما اسلام برخلاف دموکراسی وهرنوع نظام دیگر دارای قوانین ونظامی است که درطول تاریخ سیاسی خود هیچ نوع تعدیل ، تغییر ، وتبدیل براساس امیال وخواستهای شخصی سیاستمداران ورهبران مسلمانان را نمی‎پذیرد .

وآنچه که اسلام ودموکراسی را دربرخی موارد وحوزه های سیاسی واجتماعی بهم نزدیک میکند موجودیت بعضی عناصروپدیده های است که درهردونظام مشترک اند . واین امربه این معنی نیست که دموکراسی را برارزشهای ساختاری درنظام سیاسی اسلام ترجیح بدهد . بلکه در دین وآینی ودرهرسیستم سیاسی یک تعداد ارزشها وعناصرمتشکله ای وجود دارد که مشابهت های ظاهری با ادیان وسیستم های سیاسی وحقوقی دیگران را دارا میباشد . بدین معنی نیست که دموکراسی ، اسلام را تحت تأثیرخود قرار داده است وتعالیم آن درسیستم حقوقی اسلام نفوذ کرده باشد بلکه بمعنی غنامندی اسلام است که دردنیای امروز عده ای زیادی ازمردم جهان به پدیده دموکراسی بعنوان یک سیستم عادلانه ، متوسط واعتدالی که ظاهراً دارای همه ارزشهای انسانی است معتقدند وبه آن روی می آورند ، ولی درمقابل سیستم حقوقی اسلام(شریعت اسلامی )که بیشترازچهارده صدوچهل و یک سال قبل (۱۴۴۱) قدامت تاریخی دارد ، موجودیت همه ارزشها وعناصرتشکیل دهنده دموکراسی را درمتن قواعد وپرنسیب های حقوقی  اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، اداری ، ودینی را دارد . ونیازی به مزاحمت سیستم های دیگرادیان ومکاتب فکری جهان ندارد چون خودش کامل است . ودرضمن اگربرنامه وسیستمی جدیدی که نیازانسانها درآن نهفته باشد وبا اساسات شرع مخالفت نداشته باشد میتوان ازآن استفاده کرد هیچ ضرری بدین ودیانت مردم نمیرساند . برای نمونه رسول الله صلی الله علیه وسلم درغذوه احزاب ازروش کندن خندق استفاده نمود که قبلاً عربها به آن آشنایی نداشتند واین عمل درایران درجنگها مورد استفاده قرار میگرفت .

ادامه دارد

ممکن است شما دوست داشته باشید