روزنامه ملی انیس

اخلاق و کردار نیک، زیور جوانان است

آنست جوان افغان که ایمان دارد و مسلمان است،آنکه پیرو اسلام است،آنست که وجودش را صداقت فرا گرفته است و قلبش مملو ازمحبت است آنکه انسانیت را پیشه دارد،خدمت به وطن را وجیبه و کمک به هموطنش را وظیفه.

آنست جوان افغان که هیچگاه در چهرۀ اش خستگی نمایان نمیگردد و پیشانی اش هرگز بابت تلاش برای بهبود کشورش چین نمی آورد. شب و روز متحمل زحمات بیشمار میگردد تا فردی باشد؛شایسته سرزمینش. آنست که دوستدار میهنش است و از هر راه ممکن به خاکش خدمت گزار است.آنست جوان افغان که در بدترین شرایط و وضع ناگوار امنیتی ناامید نگردید و همتش را از دست نداد کار کرد زحمت کشید، تلاش ورزید و درس آموخت.

آنست جوان افغان که طفولیتش با دست فروشی در جاده ها سپری  شد و هر روز چشمان کودکانه اش تماشاگر ریختن خون برادران، پدران مادران، خواهران و هموطنانش بود.آنست جوان افغان که نوجوانیش را با پینه دوزی گذراند؛ ورق های کتابچه و کتابش را خون پارچه های بدن هموطنش سرخ و گلگون میساخت و بعد از هر انتحار و انفجاری اطرافش را پارچه و تکه پاره وجود عزیزانش محاصره می نمود ولی آنرا نظاره کرد، و درس خواند و با گلوی پراز بغض و قلب خون چکان و چشمان پر از اشک سرش را به طرف آسمان کرد و از خداوند (ج)طلب آرامش صلح و امنیت در سرزمینش کرد و تعهد بست برای خدمت مزید برای کشورش و به همت اش افزون گردید  پول ناچیزی که عاید روزانه اش را میساخت صرف تعلیمش کرد و با لقمه نانی ساخت اما هیچ گاهی ذهنش فکر رفتن به خارج و یا در اصل فرار از کشور را تصور نکرد.

آنست جوان افغان که زند‌ه‌گی غریبانه یا فقیرانه و زندگی پر از فرازو نشیب اما آبرومندانه افغانی خویش را بر تمام امکانات رفاهی کشور های خارجی تبدیل ننموده ترجیح داد کشورش را ترک نکرد.

آنست جوان افغان که وجودش برقی از ایثار دارد و هدفش تعالی میهنش است. ماند در سر زمینش  سرزمین دوست داشتنی اش که هزاران زخم بر تن دارد ماند تا طبیبی باشد برای کشورش تا گلستان پرپر شده را دوباره آبیاری کند و تازه بگرداند ماند تا باشد زیبایی خراسان یک بار دیگر بر سر زبان های جهانیان بر گردد و کشورش بار دیگر شکوه اش را به دست آرد و شهر هایش ام‎البلاد های دنیا باشد .

آنست جوان  افغان که صمیمانه و داوطلبانه به صفوف نیروهای امنیتی می‌ پیوندد و با گذار از آموزش های مسلکی حتا اگر در نا امن ترین نقطه افغانستان جهت ایفای وظیفه مقرر گردد با اشتیاق تمام و بدون اندک پریشانی ، لحظه شماری میکند برای رفتن به محل وظیفه مقدس اش تا خونش را فدای دین وطن و مردمش کند چون میداند یا غازی میشود یا شهید .

آنست جوان افغان که در مبارزه در مقابل دشمن های قسم خورده افغانستان  مردانه وار میرزمد و پاره از  وجودش را از دست میدهد و ابراز افتخار میکند چون برای کشورش قربانی میدهد این است جوان افغان .

 نه آن که با پول های دزدی شده توسط پدر ش صاحب زند‌گی مرفه می‌ شود و با کارهای عجیبی که گویا استایل است گاه چهره اش را همانند هیولا میسازد و گاه پطلون سوراخ شده را برتن میکند گویا در هنگام دزدی از حق مظلومان این سرزمین بارها به زمین خورده است رامبو شده پروتین های غربی است ولی نه از اسلام آگاه است و  نه از افغانیت نشانه یی در وجود دارد .

ونه آن پسری که یگانه هدفش هوس بازی و بی غیرتی و سوء استفاده از ناموس دیگران است و نه آنانی که در کنار جاده ها برای آزار و اذیت دیگران می‌ایستند و مزاحمت‎های گوناگون برای دختران و بانوان پاک دامن این سرزمین ایجاد میکنند ولی بی خبر از فامیلش است .

و نه آن دختری که حیا
اش را از دست داده است و با  دور کردن چادر از سرش و پوشیدن لباس تنگ  بر بدنش و با فیشن نمودن صورت اش همچون یک موجود ناشناخته شده در صدد جلب توجه جوانان و سوق دادن آنان به بیراهه است این‎ها جوانان افغانستان نیستند این ها بد نام کننده های سرزمین دوست داشتنی اسلامی و افغانیم هستند.

آنست جوان افغان که با هزاران خار سر راه، تحصیلش را ادامه داد و به پایان رسانید ولی به آرزویش نایل نگردید یا گلویش بریده شد همچون اجمل نقشبندی  یا در انتحاری جانش را از دست همانند صمیم فرامرز ، یا تیرباران گردید همچون قهرمان عبدالرازق ، و یا در جریان خواستن حق مشروع‌ اش مورد هدف قرار گرفت و به ابدیت پیوست همانند سالم ایزدیار ، و یا مورد سوی قصد قرار میگیرد همچون ولی هوتک و یا هزاران جوان گم نام دیگر که هر روز در نقاط مختلف میهنم سالهاست قربانی دسایس بیگانه گان می‌شوند و جان میدهند.

آنست جوان افغان که میرزمد برای بقای کشورش چه در جبهات جنگ، چه در عرصه آموزش و چه در زمینه
ورزش .

آنست جوان افغان که سینه‌ اش سپراست از برای میهنش وهمواره در تلاش آنست تا برای کشورش افتخار کسب نماید  و بر اهتزاز در آورنده  پرچم  سه رنگ  و خوش رنگ افغانستان در جهان باشد.

آنست جوان افغان که به مخدرات نه میگوید
و آغوشش  را برای ورزش  پهن میکند و آرزویش رفتن به میادین ملی و بین المللی است و هدف اش کسب پیروزی برای کشورش و دادن خوشی برای ملتش است تا لحظاتی برای مردمان جغرافیایی که گوشه گوشه آن بوی جنگ دارد خنده هدیه لبان آن ها نماید و به قیمت جانش قفس های نبرد را در هم می شکند همانند بازمحمد مبارز، سیر بهادرزاد
ه ، یاسین قادری و ده ها قهرمان ورزشکار دیگر.

محب الله فرامرز حیدری

ممکن است شما دوست داشته باشید