روزنامه ملی انیس

اثر ناگوار نبود فضای صمیمت در خانه بر روان کودکان

نبود فضای صمیمت در محیط خانه می‌تواند اثر ناگواری بر روان و رفتار کودکان داشته باشد تا جایی که در مراحل مختلف سنی، باعث می‌گردد با برزگ شدن سن، آنها افراد عقده‌مند، پرخاشگر و ستیزه‌جو بار آیند، این موضوع می‌تواند تأثیر ناگواری را بر محیط خانواده و اجتماعی که آنها در آن زندگی می‌کنند، بوجود آرد.
یکی از دلایل تشدید خشونت و جنگ در جوامع عقب مانده؛ نبود فضای صمیمت در محیط خانواده یا اجتماعی است که اطفال در آن پرورش می‌یابند. متأسفانه تا هنوز در جوامع مذکور کمتر بدان توجه شده است و می‌توان از آن به عنوان یک مشکل کلان اجتماعی در این جوامع نام برد. از اینجاست که گفته می‌توانیم در محیط خانه، نه تنها اطفال به آب و غذا، مراقبت‌های صحی نیاز دارند، بلکه آنها به فضای صمیمت نیز نیاز دارند تا بتوانند بدون ترس و هراس خواسته‌های خود را مطالبه و مشکلات را که با آن مواجه می‌گردند برای والدین شان بازگو نمایند و به این ترتیب بتوانند در آغوش گرم و پر از مهر خانواده رشد نمایند و از نظر روانی افراد سالم برای جامعه بار آیند.
در صورتی که آنها در فضای صمیمت رشد و پرورش یابند، از نظر روانی افراد شاد بار خواهند آمد، هیچ گونه علایم پرخاشگری و ستیزه‌جویی در وجود شان دیده نخواهد شد و برعکس، آنها افراد آرام بار خواهند آمد و می‌توانند در بهبود امور خانواده و جامعه خویش نقش مؤثری را ایفا نمایند.
اما دیده شده است در جوامع عقب مانده، اطفال نه تنها در محیط خانه از تغذیه سالم برخوردار نیستند، بلکه از فضای مصون نیز محروم اند، این امر باعث گردیده است اطفالی که در این جوامع بدنیا می‌آیند بیشتر پرخاشگر و ستیزه‌جو بار آیند.
پس می‌توان گفت؛ در جوامع عقب مانده بسیاری از مشکلات موجود در آن برخاسته از محیط و فضای ناسالمی است که آنها در آن پرورش می‌یابند، منشاء و مبدأ آن محیط ناسالم خانه یعنی؛ نبود فضای صمیمت در محیط خانه است. حتا در مواردی نیز دیده شده است که نبود فضای مصون برای اطفال در محیط خانه باعث شده است اطفال از خانه فرار کنند و این می‌تواند آینده آنها را به خطر بیاندازد. زیرا اطفال با فرار از خانه دیگر نمی‌توانند جای مصونی برای بود و باش خود پیدا نمایند و زمانی که آنها در بیرون از خانه زندگی می‌کنند، می‌توانند مورد استفاده سوء قرار گیرند یا توسط گروه‌ها و دسته‌های مافیایی و هراس افگن جذب شوند یا هم اعضای بدن آنها توسط سازمان‌های تبهکار به بیرون از این جوامع قاچاق گردد.
متأسفانه در تحقیقاتی که روی مسایل جنگ و صلح در این جوامع صورت گرفته است، کارشناسان کمتر به این مسئله توجه نموده اند، از این جاست گفته می‌توانیم آنها در تحلیل و تحقیق مسائل مربوط به جنگ و صلح در این جوامع ناکام بوده اند و نتوانستند یک راه حلی را برای پایان جنگ در این جوامع جستجو نمایند.
از این رو، لازم است که در مسائل جنگ و صلح بیشتر به مسایل و مشکلات اجتماعی در این جوامع توجه صورت گیرد تا بتوان بعد از هر صلحی دوباره شاهد آغاز جنگ در این جوامع نبود.
بنابراین، تحلیل و تجزیه مسایل جنگ و صلح در جوامع مذکور برعلاوه داشتن دانش سیاسی به دانش روانشناسی و اجتماعی نیز نیاز است تا بتوان برای برون رفت از بحران راه حلی را جستجو کرد تا به جنگ و خشونت در این جوامع نقطه پایان گذاشت. حالا این وظیفه و مسئولیت دولت‌ها در این جوامع است که به این نکته مهم پی برده و برنامه‌های مؤثری به هدف پرورش سالم اطفال در محیط خانه روی دست گیرند و به خانواده‌ها در این رابطه همکاری نموده و به آنها آگاهی لازم را دهند، در این صورت است که امکان آن وجود دارد خشونت و جنگ از این جوامع رخت بربندد و جای خشونت را صمیمت و دوستی بگیرد. اما با تأسف باید گفت که تا هنوز دولت‌ها به این نکته کمتر توجه نموده اند و این باعث شده است در جوامع مذکور خشونت و جنگ بیشتر ریشه بدواند و به این ترتیب افراد که در این جوامع بود وباش دارند نتوانند روی خوشبختی را ببینند و همواره با فقر وتنگ دستی دست و گریبان باشند.
یک نکته را نباید از یاد برد که در جوامع مذکور متأسفانه خانواده‌ها کمتر به سخنان کارشناسانه‌ای روانشناسان گوش می‌دهند، این امر باعث گردیده است، رواشناسان کمتر بتوانند در این جوامع شیوه‌های پرورش اطفال را به خانوده‌ها شریک سازند و به خانواد‌ها مشوره‌های لازم را در این مورد ارائه نمایند.
همین امر باعث گردیده است که خانواده‌ها نیز از داشتن اطلاعات در این مورد بدور مانده و با شیوه‌های کهنه و نادرست اطفال خود را در محیط خانه پرورش دهند این یکی از دلایلی است که افراد این جوامع بیشتر پرخاشگر و ستیزه جو بار آیند. از طرف دیگر، گسترش دامنه فقر، افزایش نرخ بیکاری و عدم دسترسی خانواده‌ها در جوامع مذکور به امکانات اولیه زندگی باعث گردیده است که خانواده‌ها نتوانند بستر مناسبی را برای پرورش اطفال شان فراهم سازند و نیازهای اطفال شان را به آسانی برآورده سازند. از این رو، به هدف بهبود شرایط زندگی در این جوامع لازم است که دولت‌ها و نهاد‌های بین المللی دست بکار شده، در راستای ریشه کن کردن فقر گام‌های عملی را بردارند تا خانواده‌ها بتوانند با کسب درآمد بهتر شرایط بهتری را برای آموزش و پرورش اطفال خویش در این جوامع مهیا سازند و نگذارند که آنها در فضای نامصون بیرون از خانه به زندگی خویش ادامه دهند و مورد استفادۀ دسته‌های تبهکار و هراس افگن قرار گیرند و به این ترتیب می‌توان گفت با فراهم ساختن شرایط پرورش اطفال در جوامع مذکور می‌توان آینده بهتری را برای آنها ترسیم کرد و با گذشت زمان میزان خشونت‌ها در این جوامع را کاهش داد.
عبدالحلیم باخرد

ممکن است شما دوست داشته باشید