روزنامه ملی انیس

آیا صلح و ثبات در افغانستان برای واشنگتن حایز اهمیت است؟

زلمی خلیل‌زاد در سال ۱۹۵۱ میلادی از پدری پشتون و مادری تاجک در شهر مزار شریف به دنیا آمد. پدر وی مشاور دربار ظاهرشاه پادشاه اسبق کشور بود. تحصیلات خود را تا دوره دبیرستان در مدرسه مخصوص فرزندان نخبگان کشور در کابل (محل سکونت خانواده‌اش) ادامه داد. این امر سبب شد تا در کنار زبان پدری خود به زبان‌های دری، اردو و فارسی مسلط شود . در آغاز دهه ۷۰ خلیلزاد هنگامی که وارد دانشگاه بیروت شد به داشتن گرایش‌های چپ و دفاع از فلسطین معروف بود اما در میانه این دهه، پس از مهاجرت به امریکا و ورود به دانشگاه شیکاگو برای کسب مدرک دکترا تحولی شگرف پیدا کرد. خلیلزاد در سال ۱۹۸۵ ملیت امریکایی را کسب و بعد از آن برای مدت کوتاهی به عنوان مشاور ویژه بخش “برنامه‌ریزی سیاسی وزارت خارجه امریکا” در کنار پل ولفوویتز که رهبری این بخش را به عهده داشت مشغول به فعالیت شد. وی در اوج بحران حمله شوروی به افغانستان به واسطه آشنایی کامل با خصوصیات، زبان، فرهنگ و بافت قبیله‌ای کشور در مدت کوتاهی توجه همه را به خود جلب کرد و این امر سبب شد تا پایان دوره ریاست جمهوری ریگان در منصب خود در وزارت خارجه بماند. خلیل زاد با استفاده از فرصت طلایی حمله شوروی به افغانستان توانست در خط مقدم نو محافظه‌کاران برای خود جا باز کند  وی نقش مهمی در بسیج مجاهدین برای رویارویی با شوروی ایفا کرد و از طراحان اصلی ائتلاف سری امریکا با جنبش‌های اسلامی به منظور فراخوانی و مسلح کردن داوطلبان برای جهاد برضد شوروی در کشور بود.

موصوف باکسب ماموریت جدیدبرای تأمین صلح وثبات درافغانستان ومنطقه دیدگاه های متفاوت رابه وجودآورده است. برخی هابه این باوراندکه  مأموریت خلیلزاد روابط افغانستان و امریکا و مناسبات افغانستان و پاکستان را بیش از پیش دچار تغییر خواهد کرد. با توجه به موضع‌گیری‌های تندی که در گذشته علیه پاکستان داشته، فشارها بر این کشور به دلیل دخالت‌هایی که در ناامنی‌های افغانستان دارد، بیشتر خواهد شد.  در مقابل مخالفت‌ها و دست‌درازی‌های پاکستان و در نهایت تنش‌ها میان دو کشور نیز بیشتر از پیش تشدید خواهد شد. مأموریت جدید خلیلزاد، امریکا را برای ماندن و توجه بیشتر در مسایل افغانستان تشویق و از خروج زودهنگام آن‌ها از افغانستان پیش‌گیری خواهد کرد. داکترزلمی خلیلزادکه تجربه  کار در افغانستان را دارد و قبل از حضور نظامی امریکا در افغانستان هم در متن انکشافات این کشور قرار داشت سفرش را از اسلام آباد آغاز نمود او ضمناً با مقامات کشور های افغانستان، قطر  امارت متحده عربی و عربستان سعودی دیدار های را انجام خواهد داد. سفراین دیپلومات امریکایی برعلاوه افغانستان و پاکستان به کشورهای  حوزه خلیج فارس نشان می دهد که قضیه افغانستان بر علاوه پاکستان بازیگران دیگری نیز دارد.باآنکه امریکا از نخست می دانست طالبان حمایت کنندگان خوبی در میان کشور های حوزه خلیج فارس هم دارند. امریکا در برابر کشور های حوزه خلیج فارس که متحدین نزدیک واشنگتن در ساحه نظامی و اقتصادی اند خاموشی اختیار کرد و نخواست تا باعث رنجش خاطر آنها شود. پاکستان هم این حساسیت را درک کرد و آگاهانه و  بدون هراس از این وضعیت سود برد تا اندازه که طالبان برای آنکشور به عنوان حافظان منافع ملی پاکستان لقب گرفتند. اما اکنون امریکا می خواهد تا حلقه فشار بر پاکستان را از طریق تماس با کشور های حوزه خلیج تنگتر سازد،زیرایگانه حامی تروریزم که سبب شکست استراتیژی جدیدایالات متحده امریکا درین اواخرگردید،پاکستان گفته می‎شود. امریکا بعد از هفده سال یک آدرس مناسب را برای حل بحران افغانستان که امریکا هم از آتش آن آسیب پذیراست. پیداکرده است. نزدیک شدن امریکا به واقعیت های انکارناپذیردر منطقه بود که این کشور از مسیر قطر چند بار گفتگو های محرمانه را با گروه طالبان انجام داد. اکنون امریکائیان به این نتیجه رسیده اند که با کاهش حمایت شیخان حوزه خلیج از پاکستان ٬ اسلام آباد خود به خود به سازش تن خواهد داد.  تحلیل گران مسایل سیاسی درکشور بازیگران دیگر قضیه افغانستان ، چین، روسیه ، ایران و هند راکه در حاشیه قرار گرفته اند درحل مسئله کشور، اثرگذارمی دانند. در حالیکه امروزحرف حمایت تسلیحاتی روسیه و ایران از طالبان  و حمایت معنوی چین از این گروه جدی تر می شود. باآنکه هند در برابر نقش یک جانبه اسلام آباد در تحولات افغانستان حساسیت دارد . ایالات متحده امریکا می باید کشورهای تاثیرگذاردیگررا در تحولات افغانستان ومنطقه درنظرداشته باشد. زیرا قضیه افغانستان به شکل گیری یک اجماع اثر گذار منطقه یی و جهانی نیاز دارد که نباید کشور های ذینفع درین قضیه نادیده گرفته شوند.داکترزلمی خلیلزاد  نماینده ویژه امریکا احتمالاً درروزهای نزدیک از اسلامآباد وبعداً به کشورهای خلیج به خاطررفع بن بست مسایل سیاسی افغانستان سفرخواهدداشت. این دومین دیدار او از پاکستان در پنج هفتۀ اخیر خواهد بود. خلیلزاد پیش از این مایک پامپئو، وزیر خارجۀ امریکا را در سفرش به اسلامآباد در ۵ سپتامبر همراهی کرده بود. در بیانیهیی که از سوی وزارت خارجۀ امریکا منتشر شده، آمده است: ماموریت خلیلزاد، همآهنگی و سرپرستی اقدامات آن کشور برای آوردن طالبان پای میز مذاکره است. او همین وظیفه را در خصوص دولت افغانستان و سایر طرفها نیز بر عهده دارد تا بهترین راه حلی را برای دستیابی به توافقی بر سر درگیریها و بر مبنای مذاکرات بیابد. منابعی از میان طالبان پیش از این به دیلی تایمز گفته بودند که برای دور دوم مذاکرات با امریکا آماده هستند. نخستین دیدار این دو طرف که در ماه جنوری سال جاری برگزار شد، گامی بزرگ در سیاست امریکا برای دیدار رو در رو با طالبان بود تا راهکاری سیاسی برای حل مسأله درگیری افغانستان بیابند. بعضی ها به این باوراندکه خلیلزاد طرفدار اعمال فشار بیشتر بر پاکستان است. ایشان بارها تصریح کرده‌اند که بدون اعمال فشار جدی بر پاکستان، ‌اسلام‌آباد با تلاش‌هایی که هدف از آن پایان جنگ افغانستان است، ‌همکاری نخواهد کرد.  خلیلزاد در یافتن راه حلی که چارچوب یک توافق سیاسی برای پایان جنگ را تشکیل دهد، توانمندخوانده شده است. ‌اما با وجود این‌ها دولت امریکا باید روی برخی از واقعیت‌ها تمرکز کند و برای آن راه حلی بیابد.پاکستان طرفدار یک افغانستان مدرن نیست، اسلام آبادیک افغانستان غیردموکراتیک وضعیف را به سود خود می‌داند. در کنار آن طالبان یک سازمان ایدیولوژیک اند. این گروه به چیزی غیر از باورهای ایدیولوژیک ‌شان باور ندارند. تجربه نشان داده است که طالبان همیشه چیزی گفته‌و طور دیگری عمل کرده‌اند. ایالات متحده ظاهراً با تقرر خلیلزاد نشان داد که روند صلح و آشتی در افغانستان برای واشنگتن حایز اهمیت است. این انتخاب همچنین پیامی است برای سیاسیون افغانستان و نیز کشور های منطقه که امریکا برای پیشبرد ستراتیژی خود در قبال افغانستان  جدی است.ازطرفی ممکن ایالات متحده از جلسات خودمانی رهبران طالبان و دیدگاه‌های آنان اطلاعات مهم استخباراتی کسب کرده باشد. اگر در دیدگاه‌ برخی از رهبران پرنفوذ طالبان تغییرآمده باشدکه دیگر طرفدار جنگ نباشند، امیدواری برای رسیدن به توافقی که به جنگ پایان دهد، ‌بیشتر می‌شود.

نوشته:د-م

ممکن است شما دوست داشته باشید