روزنامه ملی انیس

آموزش مهارت های تفکر انتقاد

مقدمه

تفکر انتقادی عبارت از توانایی تفکر مستقل و تأملی و فکر کردن به شیوه روشن و منطقی است، داشتن تفکر انتقادی به معنی داشتن مجادله یا انتقاد نسبت به دیگران نیست، بلکه نوع مهارت است که می تواند در افشای سفسطه ها و استدلال های نادرست بکارگرفته شود. پرورش مهارت های تفکر پدیده ای است که درطول تاریخ آموزش و پرورش مورد توجه دانشمندان و صاحب نظران  درحوزه های مختلف معرفت بوده است. ریشه های فلسفی علاقه به تفکر به گذشته باستانی یونان و روم می رسد. امروزه نظر یه های شناختی، فرا شناختی و ساختن گرائی را به عنوان نظریه های حامی تدریس مهارت ها و راهبرد های تفکر مورد توجه قرار داده اند. صاحبنظران آموزش و پرورش هدف اصلی آموزش را یادگیری تفکر می داند. جان دیوئی ۱۹۳۳ .

تفکر انتقادی یعنی دستکاری و انتقال اطلاعات موجود در حافظه. این فرایند به منظور مفهوم سازی، استدلال  تفکرانتقادی، تصمیم گیری، اندیشیدن خلاقانه و حل مسئله انجام می گیرد. با اینکه یاد گیرنده گان دروس متعدد در باره زیست شناسی، شیمی، تاریخ، علوم اجتماعی، جغرافیا، اخلاق، فلسفه و… می گذرانند، اما نتیجه این مطالعه تفکر به شیوه ادبی نیست، شعر را مطالعه می‎کند اما مانند یک شاعر فکر نمی‎کنند. زمانیکه مشغول مطالعه هستند، مانند متفکران مطالعه نمی کنند. هنگامیکه می نویسند نیز مانند یک نویسنده فکر نمی کنند. پیامد چنین وضعیتی این است که مطالعه کننده گان و نویسندگان ضعیفی پرورش می یابد. یاد گیری تفکر منطقی در باره یک موضوع مستلزم موارد زیر است.

  • طرح سوالات و مسایل مهم در بار ه موضوع و تدوین روشن و دقیق آنها
  • جمع آوری و ارزیابی اطلاعات استفاده از اندیشه ها برای تفسیر آگاهانه و همراه با بینش اطلاعات
  • دست یابی به راه حل های و نتایج مستدل، ازمون در باره آنها با استفاده از معیار ها و استاندارد های مربوط
  • پذیرش یک دیدگاه علمی مشخص، تشخیص و ارزیابی آنچه که مورد نیاز است. مثل مفروضه ها، تلویحات وپیامد های عملی آن.
  • برقراری ارتباط موثر با سایر دانش اموختگان علمی.
  • برقراری ارتباط با آنچه که برای فرد در یاد گیری یک موضوع در ارتباط با موضوعات دیگر و در زندگی انسان مهم است.

چگونگی فهم اندیشه ها: برای ما انسانها  اندیشه ها شبیه به هوایی است که تنفس می کنیم و اما کمتر به آنها توجه می کنیم و حتی از وجود آنها بی‎خبریم. ما از اندیشه ها استفاده می‎کنیم تا راهی برای جستجو و کندو کاو پدیده ها خلق کنیم، پس اندیشه ها مسیر وا قعی و خیالی ما را تعین می کنند. اگر قرار است به یاد گیر نده ای پیشرفته تبدیل شوید، باید اندیشه های که از طریق آنها جهان را می بینید و مشاهده می کنید بشناسید. باید از تفکر خود دستور صریح وروشن بگیرید. فکر کنید و به دنیا از دیدگاه رقیب نگاه کنید.

نظارت و کنترول بر اندیشه ها: اندیشه های که در نتیجه تجربیات شخصی شکل گرفته اند، اغلب ماهیت خود محور دارند. اندیشه های که از طر یق تلقین های اجتماع و فرهنگ به ارث می رسند به صورت نوعی، ماهیت، نژاد پرستانه دارند. وقتیکه تفکر ما رشد یافت و به سطح عمیقی از اندیشه ها دست یافتیم، در می یابیم که تجربیات ما زیاد مقدس نیستند، خطا پذیری خود را می‎شناسیم و در نتیجه برای دستیابی به اندیشه های تلاش خواهیم کرد که ما را گسترش داده و توانمند نماید تا به فرد آزاد و مستقل از نظر فکری تبدیل شویم.

تفکر در باب یک موضوع: یاد گیری تفکر در حوزه اندیشه های یک موضوع، شبیه یاد گیری خوب در فوتبال، بسکتبال و پیانو است. تفکر در حوزه اندیشه های یک موضوع پیشرفته، بدون تمرین های منظم شبیه آدمی است، که به صورت غیر طبیعی میز پیانو می نشیند و به صورت خود بخودی و بدون هیچ نظم و قاعده ای پیانو می نوازد. متاسفانه بسیاری از صنوف درسی مشخص نمی کنند که در حوزه یک موضوع چگونه باید فکر کرد. صرف ارائه یک سخنرانی در باره یک موضوع یاد نمی دهد که در حوزه اندیشه های آن موضوع چگونه فکر کنید. برای فایق شدن براین مسئله پیشنهاد این است که شما قبول کنید درحال جسجوی راه جدیدی برای یادگیری می باشید و بپذیرید که تسلط یافتن براین چشم انداز جدید وقت زیادی می خواهد، اکنون هر اندیشه جدید را به اندیشه های پایه که با آنها شروع کرده اید، مرتبط کنید. اندیشه بزرگ که با آن شروع کرده بودید . باید زیر بنای همه اندیشه های جدید باشد.

 یادگیری اندیشه های یک متن: همه متن های درسی براساس نظامی از اندیشه های همان موضوع درسی سازماندهی شده اند. یکی از شیوه های که یاد گیری را تسریع میدهد، تبدیل کردن مفاهیم انتزائی و فرایند های فکری به چارچوبهای عینی است. رسم نمودار یکی از راه هایی است که می توانیم به هدف مان برسیم . هاروی زیگل می گوید: برای آنکه کسی متفکر انتقادی باشد، کافی است مستدل پیش برود، یعنی استد لال یا تعقل هسته مرکزی تفکر است.

 تحلیل یک متن: یک مهارت مهم برای درک کردن منطق هر متنی، اعم از یک انشا، مقاله، فصل و یا کتاب درسی تحلیل آن به قسمت های از استدلال های نویسنده است. هدف اصلی مقاله به درستی تا جایی که امکان دارد، هدف نویسنده را از مقاله بیان کنید. پرسش کلیدی که نویسنده قصد معرفی آن را داشته است، هدف استخراج پرسش کلیدی است، که نویسنده در ذهن خود هنگام نوشتن داشته است.

نحوه ارزشیابی استدلال     

 یک نویسنده: هنگام ارزیابی اجزا یا عناصر یک استدلال نویسنده بعضی رهنمود ها استفاده شود. برمقصود یا هدف نویسنده تمرکز کنید، بر پرسش کلیدی که نویسنده به پاسخ آن پرداخته است، تمرکز کنید، بر مهمترین اطلاعات ارائه شده به وسیله مولف تمرکز کنید، برمهم ترین مفاهیم بنیادی که در قلب استدلال های مولف قرار دارند تمرکز کنید، بر مفروضه های مولف، تمرکز کنید، بر مهم ترین استنباط ها یا نتیجه گیریهای نوشته شده در یک قطعه، تمرکز نمائید، برنقطه نظر اصلی مولفه تمرکز کنید، بر تلویحات تمرکز کنید.

 درک نقش پرسش ها در تفکر و یاد گیری: تفکر با پاسخ دادن تحرک نمی شود ولی با مطرح کردن سوال تحریک می شود.

 اگرقصد دارید حوزه ای تخصصی مثل فزیک، زیست شناسی و غیره بنیانگذاری کنید، باید در آن حوزه سوالاتی مطرح کنید تا در آن پیشرفت کنید. برای تفکر یا تفکر مجدد در هر حوزه ای، فرد باید سوالاتی مطرح کند که محرک تفکر او باشند. بنابرین، به جای اینکه مقدار زیادی اطلاعات غیر مرتبط را در مغز تان ذخیره نمایید، در باره موضوع و محتوا ی که قرار است یاد بگیرید سوال مطرح  کنید.

هر علمی با سوالاتی که در آن به وجود می آیند و روشی که به سوالات پاسخ داده می شود، به بهترین وجه ممکن شناخته می شود. برای تفکر خوب دریک رشته علمی، باید توان پرسیدن و پاسخ دادن به سوالات مهم آن حوزه علمی را داشت. یک متفکر ماهر قادر است سوالات را تعویض کند، معناهای بدیل برای آنها تولیدکند، سوالات راهنما را از سوالات تابع تشخیص دهد، و تکالیفی که سوالات از ما می خواهند را درک نماید.

 تمایز بین اصول یک نظام های متضاد با آن: در برخی رشته های علمی عدم توافق بین متخصصین بسیار کم است، در دیگر رشته های علمی عدم توافق امری کلی، عمومی و متداول است.

دلیل این مطلب در نوع سوالاتی که آنها می پرسند و ماهیت آن چیزی که مطالعه می کنند، نهفته است. ریاضیات، فزیک و علوم زیست شناسی به دسته اول مربوط اند. متفکرین این رشته های علمی پدیده های را مطالعه می کنند که در شرایط پیش بینی پذیری رفتاری با ثبات دارند. برعکس در مطالعه موضوع یک نظام تکلیف آن است که یاد بگیریم چگونه در یک حوزه مهمی از نقطه نظرات تفکر کنیم. برای مثال، یاد بگیرید. به صورت جبری تفکر نمائید، نیاز نیست که مکاتبی از تفکرات جبری را در نظر بگیرید.

  الگویی که چگونگی پرسیدن سوالات یک حوزه مورد مطالعه را نشان می دهد.

  • عقاید متضاد این حوزه علمی به چه میزانی است؟
  • متخصصین این حوزه علمی در پاسخ به سوالات مهم تا چه اندازه باهم عدم توافق دارند؟
  • درکل، تا چه اندازه این حوزه رامی توان علمی نامید؟
  • تا چه اندازه می توان سوالات پرسیده شده در این حوزه را با اطمینان پاسخ داد؟
  • تاریخچه این حوزه علمی چه چیزی در باره موقعیت های علمی این حوزه می گویند؟

الگوی مهارت تفکر: هر الگوی مهارت می تواند توصیفی از مرحله ای از تفکر باشد که یاد گیرنده در آن قرار دارند. برخی از شاگردان ممکن است علاوه بر مهارت های یک مرحله خاص بخشی از مهارت های طبقه دیگر را در تفکر خود به نمایش بگذارد.  مهارت های تفکر برای انجام  عمل اثر بخش در دنیای در حال تغییر و پیچیده ضروری است. دنیایی که اطلاعات آن آمیخته با ابهاماتی است که به سادگی قابل تشخیص نیست. باکار برد الگوی مهارت های تفکر رای طراحی فعالیت ها و محیطهای یادگیری ، احتمال اینکه یاد گیرنده قادر به بررسی مسائل پیچیده در زندگی حرفه ای و شخصی شان باشند، افزایش می یابد.

در نتیجه برای اینکه به تحصیل کرده ای واقعی تبدیل شویم، باید یاد بگیریم اندیشه هایی را که در این حوزه ها مورد استفاده قرار می دهیم، کنترول و ارزیابی کنیم. تنها در این صورت است که می توانیم یاد بگیریم، چگونه اندیشه هایمان را کنترول نماییم٬ نه اینکه توسط اندیشه های مان کنترول شویم. اگر قصد یاد گیری دارید، باید سوالاتی بپرسید که شما را به سوالات بعدی رهنمود نماید و همان سوالات نیز سوالات بعدی را ایجاد کند. البته یاد گیری خوب منوط به خوب پرسیدن است٬  که جوینده را به سمت و سوی اهداف آموزشی جهت میدهد.

پوهیالی محمد رضا « توفیق»

ممکن است شما دوست داشته باشید