روزنامه ملی انیس

آفرینش ومقام انسان ازدیدگاه دین اسلام

مقدمه: ابتداء با چراغ عقل وحکم روشنگر واردِ میدان سخن می‎شویم، تا اثبات کنیم که هر خلقتی یک هدف نهایی دارد وپس با چراغ نقل و شرع مثل آیات نورانی قرآن اثبات میکنیم که هدف نهایی آفرینش انسان قرب الی الله ورسیدن به کمال مطلق است تا چه حدی به این هدف دست یابد. اما عقل میگوید: هرچیزی دراین عالم باید به نقطه ای ختم شود، خواه درسلسلۀ معلولات باشد وخواه در سلسله علل  حتی سلسلۀ اهدافی که برای خلقت یک شئ تصورمیشود، با ید به نهایتی برسد، به جای که دیگرهدفی بالاترازآن نباشد وآن عبارت از«غایه الغایات» است وبه تعبیرفلسفه هرعرضی باید درنهایت به ذا تی متکی باشد وبه جای ختم شود  وگرنه تسلسل لازم می‎آید وتسلسل باطل است. بنابراین هدف ازخلقت هم باید به مرحله ای برسد که دیگرهدفی فوق آن هدف نیست. پس کمال انسان، شرف وکرامت وی زمانی محقق میگرددکه انسان هدف آفرینش و خلقت خویش را بصورت درست پیگیری نماید، که یکی هم مزین شدن به ارزشها، فضایل ومکارم اخلاق میباشد.

الف – خلقت وآفرینش انسان: انسان مخلوقی دوبعدی است که الله (ج) ویرا ازخاک وگل آفریده است. بُعدِ جسمی انسان ازعالم ماده بوده وبُعدِ روحی آن ازعالم مجردات میباشد. درقرآن،آفرینش انسان ازخاک (تراب)،  گِل (طین) ، گِل خشک (صلصال) آمده است. مفسرین براین اعتقا د اندکه واژه های تراب ، طین وصلصال مُکَمِّل یکدیگر اند وتناقضی باهم ندارند به این  معنی که هریک  مرحله های از مراحل آفرینش انسان‎را توصیف میکنند طبق این تفسیر ها  خداوند(ج) انسانرا از گل آفریده که مخلوط از آب وخاک بوده، پس این گلِ متعفنِ سیاه، شکل یافت وخدا(ج) از روح خود درآن دمید ومطابق دستور او که فرمود: کن: «ایجاد شو» به شکل آدم تجسم یافت. قرآن بیان میکند که نه تنها آفرینش آدم بلکه همه انسانها به همین صورت است وهمان طوریکه خاک از مواد آلی وغیر آلی تشکیل یافته است. بدن انسان نیز از مواد آلی ومعدنی ساخته شده است. آیۀ مناسبی که روند آفرینش انسانرا بصورت خلاصه بیان میکند آیۀ )۵۵ سوره طه (میباشد «شما را از خاک آفریدیم وبه خاک برمیگردانیم وبار دیگر از خاک خارج میکنیم». مراحل آفرینش انسان و مواد بکاررفته در آفرینشِ او درسوره های متعدد قرآن  مثلاً مراحل خاک (تراب)، اسپرم (نطفه)  لختۀ چسپیده (علقه) وتکۀ گوشت(مضغه) درسورۀ حج آیه ۵ آمده است. حال آنکه در سورۀ مومنون آیه ۱۲، گل (طین) به جای خاک (تراب) بکار رفته است. درسورۀ رحمان آیه ۱۴ فقط به گل خشک (صلصال) اشاره شده ودر سورۀ انعام آیه ۲ به طین ودر سورۀ روم آیه ۲۰ به تراب وانسان کامل اشاره شده. ودر سورۀ سجده آیه های ۷ تا ۹ آفرینش آدم (ع) از گل ومراحل طبیعی تولید نسل را بیان میکند: در سورۀ زمر آیه ۴ اشاره میشود که مراحل نموی رحمی نوزاد ودر میان سه پردۀ تاریک انجام میگیرد. این سه لایه، دیوار شکمی، دیوار رحمی، وپرده های جنین هستند.

ب- خلافت انسان در زمین: انسان خلیفۀ خدا است واین مقام والاترین وبالاترین مقام است که یک موجود میتواند به آن نایل شود. خد اوند متعال با لطف خاص خویش ردای خلافت را بر قامت انسان پوشاند واورا اشرف المخلوقات قرار داد.  

معانی خلافت در قرآن کریم:

 واژه خلیفه در قرآن به دومعنا به کار رفته است؛ نخست: خلافت به معنی جانشینی از جانب خداوند(ج) به روی زمین است که این معنی تمام نمیشود مگر اینکه خلیفه درهمۀ شئون وجودی آثار،احکام وتدابیر  حاکی وبیانگر از کسی باشد که از جانب وی خلافت میکنند.

دوم: خلافت به معنی امامت ورهبری امت وجامعه است که در قرآن از خلافت حضرت داوود(ع) به صراحت سخن به میان آمده است.  که میفرماید: « ای داوود! ما ترا درزمین جانشین (نمایندۀ خود) کردیم، پس میان مردم به حق داوری کن وزنهار! از هوس پیروی مکن که ترا از راه خدا(ج) به دَر کند. البته کسانیکه از راه خدا(ج) به در میروند، بسزای آن که روز حساب را از یاد برده اند عذاب سخت خواهند داشت »(سوره ص /۲۶)

 ابن خلد ون درمقد م اش چنین تعریف نموده است که «خلافت، جانشینی ازصاحب شریعت درحفظ دین وسیاست دنیا است» “علامه مودودی” یکی دیگرازاندیشمندان اسلامی می گویند انسان جانشین وخلیفه ای خدا(ج) درزمین است. هرملتی که درگوشهای اززمین اقتدارحاصل می کند درحقیقت خلیفۀ خدا(ج) درآن سرزمین است. مضمون آیه ۳۵ سوره فاطر ومانند آن بیان جانشینی (خلافت)انسان درزمین است تااین جانشین دستور وارادۀ صاحب جای را انجام دهد.

ج- نگاهی به کرامت انسان دراسلام : بدون ترد ید، یکی ازمهمترین موضوعات قرآنی، حول محورانسان وویژگی های اوبوده ، د رواقع آن گونه که قرآن انسان را ترسیم نموده ودرهیچ جای به چنین نحوی، جنبه های متفاوت وکرامت انسانی درنظرگرفته نشده است.  درحقیقت دربین مخلوقات، انسان ازویژگی‎های بسیارمتمایزی برخورداراست که به احسن التقویم خطاب شده است.

 مفهوم کرامت انسانی: کرامت درلغت به معنی گرامی داشتن، عزت دادن وبزرگداشت دیگران، فضل وشرف واعزازدادن به دیگران را گویند. معنی اصطلاحی کرامت : منظور ازکرامت این است که انسان دارای حرمت است وحق دارد درجامعه به طورمحترمانه زیست کند وبا اوبایدمحترمانه برخورد صورت گیرد وکسی حق ندارد باگفتارورفتارخویش حیثیت انسان دیگررا باخطرمواجه سازد. کرامت درقاموس اسلام: خداوند به نوع انسان کرامت بخشیده وهمۀ آدمیان را دارای حرمت ومنزلت انسانی معرفی کرده است. این کرامت به دونوع درقرآن کریم بیان شده :

کرامت ذاتی که غیراختیاری بوده وخداوند برای همۀ انسانها عنایت فرموده است که دربرگیرنده ای کرامت ذات او واعضای بدن وی می باشد. آیه۷۰ازسورۀ اسراء، که همۀ دانشمندان وصاحب نظران برای اثبات کرامت ذاتی انسان به آن استناد میکنند : « به تحقیق فرزند ان آدم را تکریم نمودیم ونآآآآآآ

آنان را درخشکی  و دریا به حرکت درآوردیم وازمواد پاکیزه برآنان روزی مقرر ساختیم وآنان را بربسیاری ازموجوداتی که آفریدیم برتری دادیم » کرامت ارزشی عالی است که مِلاک امتیازرا برمبنای تقوا استوارمی نماید. یکی ازنمونه های آیاتی که براین ملاک دلالت داردآیۀ ۱۳(سوره حجرات) است « ای مردم، ما شمارا ازیک مرد وزن آفریدیم ودرقبیله ها وتیره های گوناگون درآوردیم تابایکد یگرباتحصیل معرفت، زندگی هماهنگی داشته باشید، قطعاً باکرامت ترین شما نزدِ خداوند با تقواترین شمااست. 

 د- مسؤلیت ها ومکلفیت های انسان دردین اسلام:

۱- مسؤلیت عبودی: این وظیفه ی بین خود وخدا است وچنانچه درانجام آن کوتاهی شود، انسان ازحوزۀ عبود یت خداخارج می شود.

۲- مسؤلیت فردی که بردوقسم است : الف: وظیفۀ انسان به جوارح خود دارد، جسم (بعد حیوانی)انسان به منزلۀ مرکبی است که وسیله ای لازم برای عروج انسان به عالم ملوکوت به شمارمی آید. ازاین رو، انسان دربرابرجسم خودمسؤلیت های دارد وسستی درانجام آن باعث تولیداشکال درسیرمعنوی می شود، ودراین صورت خطا کاربشمار می رود. پس انسان مواظب جسم خود باشد.

ب: وظیفه ای که انسان نسبت به بعد معنوی وروحی خود دارد. این وظیفه بسیار سنگین است وچنانچه درانجام آن کوتاهی شود روح،  بیمارمی شود وتمام افعال انسان را تحت تاثیرقرار میدهد.  اگراین بیماری، روح ومعنویت را بمیراند، انسان مصداق این آیۀ شریفه می شودکه فرمود: «همانا پست ترین جانوران نزد خداوند کسانی هستند که بُعد معنوی شان نابود شده است و دربرابرسخن حق کــر و لال شده باشــند وتعقــل وتدبیـــر نمی کند » (انفال ۲۴)   پیدایش  ظالمان وجنایت کاران براثرمرد ن روح معنوی انسان است.

 ۳-مسؤالیت های اجتماعی: منشأ این وظیفه طبعیت اجتماعی انسان است ، وتکامل او وامداراین صفت است، چنانچه بدون حضوردرمیان اجتماع پیمودن راه تکامل برایش میسرنیست.اسلام به مسؤلیت  مزبورچنین اشاره می فرماید: « رهبانیت وترک دنیا دراسلام نیست »

نتیجه گیـری: ازمطالب مندرج این مقاله چنین نتیجه  به دست میآید که: انسان در نگرش اسلامی یک موجود دارای مسؤلیت و مکلفیت های ویژه بوده است که در اثر آن خدواند متعال به انسان مقام والای خلافت در زمین را اعطا نموده و او را بر سایرین کرامت وعزت بخشیده و همه هستی درعالم کون را در خدمت انسان قرار داده تا باشد که انسان با استفاده از این امکانات خدا داد به مسؤلیت های بزرگ که بر دوشش است پرداخته و به مقام شامخِ عبودیت و معرفت نایل آید.

منابع و مؤخذ:

۱- المیزان فی تفسیر القرآن ج ۳۰- طباطبای ، محمد حسن ۱۸۸۴٫

۲- الصاحب ابن عباد، المحیط فی اللغــه، طبع اول- بیروت ۱۹۹۴ م ،ج ۲ ،ص ۵۰

۳- قربان نیا، ناصر حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه ، نشر، پژوهشگاه  فرهنگ و اندیشه اسلامی ، قم/۱۳۸۱ ش، ص ۹۰

۴- الزابیدی ، محمد بن محمد عبدالرزاق الحسین ، أبوالفیضی المقلب بمرتضی ، (المتوفی: ۱۲۰۵هـ) تالج العروس فی جواهر القاموس، ناشر ، دارالهدایه ، ج ۳۱ ، ص۴۵۳٫

۵- مکارم شیرازی، تفسیر نمونه ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران، ۱۳۷۴ ش ، ج۱۲، ص۲۰۰٫ 

سهراب الدین شریفی

ممکن است شما دوست داشته باشید